مهاجرت و پختگی!!

این نوشته توسط خانم نگار بیک به رشته تحریر درآمده و در تاریخ تاریخ 11 آوریل 2012 برابر 23 فروردین 1391 منتشر شده است.


تلخ و شیرین مهاجرتقدیمی ها می گفتند «بسیار سفر باید تا پخته شود خامی» و البته بسیار درست هم می گفتند، امروزه نیز هرچند جایگزینی آن سفرهای طولانی و مشقت بار و خطرناک با سفرهای راحت و بی دردسر و البته گاه کماکان خطرناک! ممکن است کمی از شدت پختگی ناشی از سفرها بکاهد اما به هر حال هنوز هم این گفته کم بیراه نیست. اما هزینه های بالای سفرهای برون مرزی و بعضاً درون مرزی و نیاز به صرفه جویی ارزی!! بشر را به این فکر انداخت تا برای پخته شدن از روش های دیگری نیز بهره برد و به این ترتیب روش مهاجرت به وسیله اقوام اولیه کشف شد!!!! پس با اجازه شما بنده با اندکی دست کاری، این مثل را تبدیل کردم به «یک بار مهاجرت کافیست تا پخته و شاید هم برشته شود خامی»!!!

البته این را هم بگویم که این نوع پختگی اصولاً شامل حال آن دسته از مهاجران تمام قدی است که چون ما کوله بار سفر بربستند و در در دیار غربت رحل اقامت افکنده اند و بنادارند آجر روی آجر بگذارند و زندگی جدیدی بسازند والا برای توریست مهاجران عزیز که به کانادا یا سایر مقاصد مهاجرتی به چشم مأمنی برای روز مبادا نگاه می کنند و هدفشان تنها کسب اقامت و شهروندی است این نوع پختگی چندان صادق نیست و بهتر است این افراد عموماً به لحاظ داشتن توان مالی مناسب از همان روش سنتی که هم جذاب تر است و هم راحت تر اقدام کنند.

القصه حکایت پختگی و جاافتادن ما در مملکت کانادا بسیار شبیه پخته شدن خورشت قرمه سبزی است که باید با حوصله و با شعله کم آن قدر جوش بخورد تا بالاخره زمانی جا بیفتد!!! هرچند هنوز زود است که بنده جسارت کرده و در مورد جاافتادن و روغن انداختن خودمان صحبت کنم اما در این مدت کم نیز تا حدودی پخته و نرم شده ایم. از این رو بر آن شدم تا سیر تحول و پختگی یک مهاجر را برایتان تشریح کنم، باشد که در این راه احساس تنهایی نکنید!!

پختگی ذهنی: در این مرحله لازم است که مهاجر از کلیه ادعاها و من چه بودم ها و من که بودم ها و من چه کردم ها و من چه داشتم ها و امثالهم دست بکشد، این مرحله از پختگی که البته گاه با جلز و ولز نیز همراه است شاید سخت ترین مرحله پختگی باشد اما از طرفی کلید طی کردن هموارتر مراحل بعدی خواهد بود.

پختگی فکری: در این مرحله مهاجر به شدت در بحر مکاشفت مستغرق می گردد و به تفکر روی می آورد چراکه در می یابد به تعداد مهاجران راه برای رسیدن به موفقیت وجود دارد و نسخه هیچ مهاجری شبیه مهاجر دیگر پیچیده نمی شود و جواب نمی دهد، این است که دست به دامان تحقیق و تفحص و مطالعه می شود و از هیچ منبع حقیقی و مجازی برای کسب اطلاعات فروگذار نمی کند. در این مرحله مهاجر از میان گزینه هایی همچون ادامه تحصیل در رشته تخصصی خودش، ادامه تحصیل در رشته ای کاملاً متفاوت با علاقه یا بی علاقه، شروع حرفه یا تجارت جدید و بسیاری روش های دیگر یکی را انتخاب می کند و بسم الله! درس خواندن و فسفرسوزاندان هم از نتایج تصمیمات این مرحله است که خود به بلوغ و پختگی بیشتر مهاجر کمک می کند.

پختگی جسمی/فیزیکی: در این مرحله مهاجر مجبور می شود کلیه فعالیت هایی را که بعضاً در گذشته در حیطه وظایف عادی دیگران و مصداق بارز مثال همسایه ها یاری کنید…!! بوده را یک تنه انجام دهد. از طی کردن مسافت های طولانی برای صرفه جویی ارزی در هوای سرد گرفته تا ساختن یک کتابخانه یا میز تلویزیون از قطعات چوبی خریداری شده از فروشگاه های فروش لوازم خانگی (که البته به پختگی فکری هم می کند) و اسباب کشی و انشالله در سال های بعد باغبانی، برف روبی، چمن زنی و انجام کلیه امور منزل داری…همه و همه مهاجر را از لحاظ جسمی به درجه ای از پختگی می رساند که گاه برای کاهش خستگی ها و فشارهای جسمی سوپاپ لازم می شود!!

پختگی اجتماعی: ایجاد انواع و اقسام شبکه های ه ر م ی و خوشه ای و افزودن زیرشاخه و پیوستن به شبکه های اجتماعی و شرکت در نمایشگاه ها و سمینارهای حرفه ای و اطلاع رسانی همه جانبه نسبت به انواع تخصص ها و کاربلدی های خود به دوستان و نزدیکان و دوستان دوستان برای یافتن شغلی بهتر از جمله روش های مرسوم رسیدن به این حد از پختگی به شمار می رود. برای افراد خجالتی و نیز کسانی که در گذشته با یک تلفن یا رابطه به سه شماره بر مسندی می نشستند این مرحله علاوه بر سخت بودن چندان خوشایند هم نیست.

پختگی فرهنگی: الغرض از دیگر پختگی های مهاجرت می توان به نوع فرهنگی آن اشاره کرد که شامل تصحیح عادات رانندگی، رعایت نوبت دیگران در انواع صفوف و … است. در این مرحله گاه مهاجر به خودش که می آید می بیند یک پا شهروند نمونه شده است!!

پختگی هنری: از تهیه انواع ترشی و ماست خانگی گرفته تا انجام کلیه امور آرایشی در منزل از دیگر هنرهای نهفته ای است که بعضاً شکوفا می شود یا به مرحله کمال می رسد!!

خلاصه این که مهاجرت از آدم ها، آدم های دیگری می سازد، آدم هایی که بعضاً متواضع تر، مهربان تر، انعطاف پذیرتر و گاهی هم حساس تر می شوند اما از شوخی گذشته مهاجرت می تواند ابعاد نهفته ای از شخصیت آدم ها را بیرون بکشد و از آن ها آدم هایی بسازد که گاهی خودشان هم باورشان نمی شود چقدر تغییر کرده اند که البته امیدوارم این تغییرات همواره در جهت مثبت باشد.

برای همه خوانندگان مهاجران کانادا آرزوی مهاجرت موفقی را دارم

نگار

نوشته های دیگر:

انجام کلیه امور مهاجرت

فرم ارزیابی مهاجرت به کانادا

سلب مسؤولیت و کپی رایت

ثبت نام در خبرنامه وب سایت

نصب رایگان تولبار “مهاجران کانادا”

نوشته های مرتبط

از سرگیری پذیرش پرونده در گروه خوداشتغالی فدرال

جولای 30, 2022

نحوه عزل وکیل یا مشاور مهاجرت

اکتبر 28, 2022

قرعه کشی شماره 233 اکسپرس انتری

اکتبر 17, 2022

برنامه های مربوط به والدین و پدر بزرگ/ مادر بزرگ ها

اکتبر 14, 2022

مهاجرت به بریتیش کلمبیا

اکتبر 13, 2022

فرم ارزیابی رایگان ما را با هر زبانی که می خواهید پر کنید!

نگار بیک

من نگار هستم. در سال 2010 میلادی برابر 1389 همراه همسر و دختر کوچکم به کانادا مهاجرت کردیم و در حال حاضر در یکی از شهرهای ناحیه تورنتوی بزرگ ساکن هستیم. قصد دارم تجربیات خودم را در مورد مهاجرت (پیش از ورود و پس از ورود به کانادا) با شما به اشتراک بگذارم . توضیح این که من در نوشته هایم قصد مثبت نگری یا منفی نگری ندارم و آن چه می نویسم تنها حاصل تجربیات خودم و خانواده ام است که ممکن است به نظر مثبت یا منفی باشند. بنابراین نوشته های من ملاک تصمیم گیری و در راستای انتقاد یا تعریف از شرایط کانادا نیست. امیدوارم بتوانم در جهت افزایش آگاهی هموطنان عزیزم گامی هر چند کوچک بردارم. ارادتمند شما نگار