خوش آمدی مهاجر: قصه چهارم، بحث شیرین تر!! خانه چینی


نوشته قبلی: خوش آمدی مهاجر – قصه سوم، بحث شیرین اجاره خانه

اتاق خوابخانه برای هر انسانی به مفهوم آرامش و امنیت است اما برای یک مهاجر مفهوم اسکان و استقرار را نیز به دنبال دارد. حقیقتاً مهاجر تا پا در خانه خود نگذارد، حس اقامت در محل جدید و شهروندی ندارد و باور نمی کند که دیگر مسافر یک روز و یک هفته این شهر نیست و این خانه جدید، خانه او نیز هست.

خوب حالا که به سلامتی منزل مورد نظرتان را پیدا کردید و مستقر شدید باید دید این خانه به چه چیزهایی نیاز دارد تا رنگ و روی یک جای قابل زندگی کردن را به خودش بگیرد.

خوشبختانه در تمام خانه های کانادا گاز و یخچال از قبل وجود دارد (مهم ترین لوازم خانه که به کار شکم می آید و بی آن نمی توان زیست). کاندوها ممکن است ماشین ظرف شویی و مایکروویو نیز داشته باشند. ماشین لباس شویی و خشک کن هم که یا در طبقه پایین (رنتال) یا در خود خانه (کاندوها) تعبیه شده است. بنابراین لوازم ضروری زندگی که البته بیشتر هم به رفاه این شکم بی هنر پیچ پیچ مربوط می شود از قبل تدارک دیده شده (چقدر این مردمان با فهم و شعورند شاید هم خیلی شکمو) و تنها می ماند بساط خواب و استراحت که واقعاً بی همگان به سر شود جز غذا و خواب!!!.

در مورد تدارک مقدمات یک خواب شیرین کانادایی باید عرض کنم که نیازی نیست همان ابتدا بروید و سرویس خواب بخرید تا تشک رویش بیندازید. برعکس می توانید تشک بخرید و بعدها سرویس خواب را رویش سوار کنید!!!!! (متوجه شدید که!). قضیه به این ترتیب است که اگر شما یک تشک (مترس به فتح م و کسر ر) و باکس و فریمش را بخرید تا ماه ها و حتی سال ها نیاز به تهیه یک سرویس خواب کامل ندارید چراکه خودش برایتان حکم یک تخت خواب را دارد (البته حتماً به مرور به دراور و متعلقات نیاز پیدا خواهید کرد اما منظور این است که اجباری وجود ندارد که همان ابتدا این لوازم را یک جا تهیه کنید).

تشک هم البته سایزهای مختلفی دارد که شبیه ترینش به سایز تشک ها و تخت های ما کوئین است. باکس هم چیزی شبیه تشک است اما سفت و کوتاه تر که زیر تشک قرار می گیرد و فریم هم چیزی شبیه چهارچوب تخت های خودمان است. این سه چیز یک تختخواب گرم و نرم برایتان فراهم می کنند و تنها مشکل این است که احتمالاً چند روزی برایتان سخت خواهد بود که فاصله تان از زمین دو سه برابر قبل شده باشد و بترسید از این که نیمه های شب خودتان یا همسرتان از تخت پایین بیفتید. نترسید عادت می کنید. ملافه و بالش و روتختی و پتو اگر دارید بیاورید تا همان ابتدا در فروشگاه ها سرگردان این چهار قلم جنس نشوید.

اما امان از قیمت تشک. راستش تشک این جا خیلی گران است و با باکس و فریمش شاید نزدیک یا بیش از ۱۰۰۰-۲۰۰۰ دلار برایتان آب بخورد اما نگران نباشید می توانید سر و ته قضیه را با ۵۰۰ دلار یا کمی بیشتر (بسته به نوع تشک انتخابی و هزینه حمل و نقل) هم بیاورید . اما چگونه؟

دوستان عزیز ما که در ابتدای ورودمان به کانادا میزبانمان بودند، روزی ما را به مغازه های هندی ها در شهر می سی ساگا بردند و ما این پکیج را با قیمتی مناسب خریدیم و چند روز بعد در خانه تحویل گرفتیم. در این مغازه ها غیر از تشک همه جور جنس چوبی که در فروشگاه های مشهور به فروش می رسد با قیمت ارزان تر و البته احتمالاً کیفیت پایین تر یافت می شود اما خوب به هر حال سال ها برایتان کار می کند و مهمان یک روز و دو روز نیست.

البته باید ببینید مراجعه به آن محل به چه ترتیب برایتان امکان دارد (همان طور که گفتم در شهر دیگری از ناحیه تورنتوی بزرگ است) اما به هر طریق که بروید به نظر من ارزشش را دارد چون واقعاً زور دارد که آدم یکی دو میلیون تومان پول بی زبان را که آن اوایل طلا است فقط بابت یک تشک ناقابل بدهد. با دیگران هم مشورت کنید و این توصیه را فقط در حد یک پیشنهاد بپذیرید.

در مورد لوازم آشپزخانه هم به اعتقاد من قابلمه و ماهی تابه همراه بیاورید چون معلوم نیست این اقلام کجا و کی حراج بخورد که بتوانید اول کاری با قیمت مناسب تهیه شان کنید. درست است که این جا همه چیز هست و همیشه هم حراج های مختلفی بر پا می شود اما در بدو ورود که نمی شود صبر کرد تا جنس مورد نظر حراج بخورد، تازه پیداکردن این حراجی ها و مراجعه به محل مربوطه هم خودش داستانی است.

غیر از حراجی ها مراجعه به فروشگاه های دالراما نیز کاری بس لازم و به صرفه در تهیه اقلام مورد نیاز منزل جدید است. در این فروشگاه ها بسیاری از لوازم ضروری زندگی از بشقاب و قاشق چنگال و لیوان گرفته تا دم پایی رو فرشی و زیردیگی و ظروف پلاستیکی مخصوص مایکروویو و غیره را می توانید با قیمت مناسب یک تا دو دلار تهیه کنید فقط حواستان باشد پول نقد یا کارت بانکی تان را ببرید که این فروشگاه ها کارت اعتباری نمی پذیرند و تکنولوژی! پس گرفتن هم ندارند. پس دقت کنید (۱) جنس با ظاهر خراب و (۲) اجناسی مانند باند یا رادیو را که نمی توانید در فروشگاه امتحانشان کنید از این فروشگاه ها نخرید. در ضمن برخی دوستان توصیه می کنند اقلام خوراکی و بهداشتی را هم از دالراما نخرید، ما هم گفتیم چشم، اما دلیلش را نمی دانم شاید به دلیل کیفیت یا استاندارد پایین یا تاریخ مصرف نزدیک!!!

در مورد تهیه سایر لوازم منزل هم اصلاً عجله نکنید باز به چند دلیل:

یکی این که ممکن است موقعیت شما هنوز کاملاً مشخص نباشد و به هر دلیلی (کار یا تحصیل) مجبور به مهاجرت به شهر دیگری شوید و به این ترتیب دوباره قصه آتش به اموال زدن و دل سوختنتان تکرار می شود!! (اسباب کشی هم که اصلاً معقول و مقرون به صرفه نیست)

دوم این که شما در ابتدای ورود رفت و آمد چندانی ندارید و اگر هم داشته باشید اولاً همه وضع یک مهاجر تازه وارد را می دانند و اه اه یا به به نخواهند گفت در ثانی مطمئن باشید که دوستان و آشنایان واقعی تان در این شرایط بی کار نخواهند نشست و تا جایی که بتوانند برایتان لوازم مورد نیاز را تهیه می کنند. از طرفی ما این جا آمده ایم که برخی فرهنگ های غلط را از زندگی مان پاک کنیم و زین پس نه برای خوشایند و حرف مردم بلکه برای دل خودمان زندگی کنیم پس مهم نیست حتی اگر خانه خالی شما به مذاق عده ای خوش نیاید!!!

بعدها پس از استقرار کامل و البته با پول کانادایی و مشورت دوستان می توانید سر فرصت حراج ها و قیمت های مناسب را شکار کرده و خانه تان را نونوار کنید. خلاصه عجله نکنید برای ساختن یک زندگی جدید وقت بسیار است.

و نکته آخر این که اگر چه هضم این فرهنگ برای ما سخت است و گفتنش برای من سخت تر (چون همیشه فکر می کنیم این کار برایمان افت دارد و زشت است و آبروبر) اما این جا مردم اجناس پشت در گذاشته همسایه هایشان را برمی دارند و به راحتی استفاده می کنند. توضیح این که این جا در برخی آپارتمان ها اتاقی به نام recycle وجود دارد که مردم اجناس بلااستفاده شان را به همین قصد آن جا می گذارند (در برخی آپارتمان ها هم در اتاق لاندری یا همان ماشین لباس شویی می گذارند). این اجناس لزوماً خراب و به درد نخور نیستند و صرفاً ممکن است به دلایلی دیگر به کار صاحبشان نیایند. این فرصت ها را از دست ندهید چراکه بر خلاف تصور ما نه تنها آشغال نیستند بلکه حتی ممکن است میانشان پرینتر و فکس و تردمیل!! هم پیدا شود. البته کسانی هم که خانه دارند یک روز مشخص شده در هفته آشغال ها و لوازم بلااستفاده شان را جلوی خانه می گذارند و این کار فقط محدود به آپارتمان ها نیست اما خوب نمی شود در شهر دوره افتاد و اسباب خانه پیدا کرد. جستجو در همان آپارتمان خودتان کافی ست فقط اگر باور کنید که این کار اصلاً زشت و ناپسند محسوب نمی شود. مطمئن باشید چند بار که چشمتان به چند وسیله سالم و به درد بخور بیفتد و چند ساعت بعد ببینید ناپدید شده، دفعات بعد دیگر نمی توانید در برابر وسوسه برداشتن آن ها مقاومت کنید. در قصه بعد به آموزش فنون و تکنیک های!!! خرید مقرون به صرفه در کانادا می پردازیم.

شاد و پیروز باشید

نگار

نوشته های دیگر:

دنباله

انجام کلیه امور مهاجرت

فرم ارزیابی مهاجرت به کانادا

سلب مسؤولیت و کپی رایت

ثبت نام در خبرنامه وب سایت

نصب رایگان تولبار “مهاجران کانادا”

Share

, , , , , , , , , , , ,

  1. #1 by ندا on بهمن ۱۸, ۱۳۸۹ - ۳:۱۳ ق.ظ

    سلام نگارجون .من با شوهرم واسه کبک اقدام کردیم والان تقریبا سه ماهه که منتظر فایل نامبر هستیم.من الان دچار مشکل شدم ووقتی فکر میکنم که ممکنه واسه چند سال خونوا دم رو نبینم خیلی ازارم میده مخصوصا مادرم رو.نمیدونم چه کار کنم ایا کانادا اونقدر جذابیت داره که تحمل این دوری واسم راحتتر باشه؟

    • #2 by نگار بیک on بهمن ۲۰, ۱۳۸۹ - ۵:۲۵ ب.ظ

      سلام خانم ندا. حقیقت اینه که زندگی در خارج برای هر کس مفهوم خاصی دارد و البته دلایل مهاجرت هم برای افراد مختلف متفاوته نمی شه نسخه واحدی برای همه پیچید. خودتان باید به نتیجه برسید. البته تکنولوژی های امروز مثل اسکایپ و اوو دلتنگی ها رو خیلی کم کرده ولی عزیز من به خاطر داشته باش که تا چیزی از دست ندهی به خیلی چیزها نمی رسی. در زندگی گاهی پیش می یاد که مجبور می شی خطر کنی اما نظر من اینه تکلیفت رو با خودت حتماً مشخص کن به خصوص اوایل سخته. باید اولویت هاتو در نظر بگیری و انوقت اقدام کنی در این صورت در مواجهه با مشکلات و دلتنگی ها جا نمی زنی و صبورتر خواهی بود. بقیه مطالب من رو بخون شاید کمی به احساست کمک کنه

  2. #3 by آزیتا on دی ۲۲, ۱۳۸۹ - ۶:۲۰ ق.ظ

    مرسی از این همه حوصله و تفصیل/حظی وافر نصیب شد
    ممنون

    • #4 by نگار بیک on دی ۲۲, ۱۳۸۹ - ۵:۰۷ ب.ظ

      ممنون ما را نیز از خواندن کامنت های شما عزیزان.

  3. #5 by حمید و مریم on دی ۱۴, ۱۳۸۹ - ۴:۲۶ ب.ظ

    دوباره سلام نگارجان!!
    مهم اینه که اونجا با همه سردیش!! شما دلگرم به, بودنید! اینجا هوا گرم و مردمان سرگرم و ح ا ک م ا ن . . . .
    راستی من (مریم) عاشق سرما هستم برخلاف حمیدجان که از سرما فراریه, مرتیای نازمون هم سرما دوسته!
    گفتی بهار, منم ( حمید) اگه قسمت شد و اومدیم دلم فقط برای بوی بهار نارنج اینجا میگیره!!
    ولی ما اراده کردیم همه عشق خودمونو نثار کشور جدیدمون کنیم!! بدون اینکه چیزی رو نفی یا پشت کنیم!!
    امیدواریم که تو اینکار پیروز بشیم!!
    باز هم منتظر مطالب زیبای شما هستیم!!!
    پسسسسس کی می نویسییییییییییییییی؟؟؟؟؟؟

    • #6 by نگار بیک on دی ۱۵, ۱۳۸۹ - ۱۲:۱۶ ب.ظ

      سلام دوستان. چند روز پیش که هوا بهار در زمستان بود به کوری چشم نمی دونم کی؟!! روز جمعه ۳۱ دسامبر را می گویم با یک نم باران زیبا. این جا هوا خوب است و خبری از سرمای کشنده و زجرآور نیست خدا رو شکر. برف هم در حد چند سانت باریده که البته ظاهراً سال های قبل اینجوری نبوده. راستش من عاشق کریسمس بوده و هستم و عاشق هر نوع جشن و آشنایی با هر فرهنگ و مردمان جدید اما سال نو وسط زمستون یه کم هضمش برام سخته چون فکر می کنم هیچی تغییر نکرده جز تاریخ. همه جا زیبایی خودش رو داره و ما باید ازش استفاده کنیم به قول دوستی ما مراسم و جشن هامون دو برابر شده خوب چه بهتر. کشور جدید منتظر شماست و مطمئنم دوستش خواهید داشت مثل من.

  4. #7 by حمید و مریم on دی ۱۲, ۱۳۸۹ - ۳:۱۸ ق.ظ

    سلام نگارجان!! سال نوی شما و خانواده محترم مبارک باشه!!!

    منتظر مطالب جدید و زیبای شما هستیم!!!!!!!!!!!!!!!!!

    • #8 by نگار بیک on دی ۱۲, ۱۳۸۹ - ۸:۱۸ ب.ظ

      سلام عزیزان. ممنون. به نظر من سال نو وقتیه که هوا بهاری بشه نه به خاطر این که ایرانی هستم اینو می گم واقعاً چنین حسی دارم ولی خوب تعطیلاتش خیلی چسبید. وسط سرمای زمستون چه موقع تحویل شدن ساله خوب چی تغییر کرده فقط تاریخ نه چیز دیگه. من سال خودمون رو بیشتر دوست دارم اما خوب الان یهو رفتیم تو سال دیگه!!!

  5. #9 by Roxana on دی ۷, ۱۳۸۹ - ۹:۴۲ ب.ظ

    نگار جون ممنون از پیشنهادت در مورد بازار هندی ها در می سی ساگا.I’ll give it a try
    کریسمس و سال نو هم مبارک باشه.
    نظرت در مورد کیفیت و قیمت وسایل خانه در فروشگاههای آی کیا چیه؟

    • #10 by نگار بیک on دی ۷, ۱۳۸۹ - ۱۱:۵۵ ب.ظ

      سلام عزیزم. نظر علما مختلفه هر کسی از هر جایی که جنسی رو خریده و خوب دراومده مشتری اونجا شده من به تازگی دو تا میز و یک دراور البته همگی به صورت خام!!! از ایکیا خریدم. چند وقت دیگه در مورد کیفیتش بهت اطلاع می دم. در مورد خام هم باید بگم لااقل در ایکیا جنس را به صورت تکه های چوب !! به شما می فروشند به علاوه خروارها پیچ و مهره و خودتان باید نجاری کنید و اسمبلش کنید. خیلی جالبه اینجا آدم همه کاره می شه!!!

  6. #11 by سمانه on دی ۴, ۱۳۸۹ - ۱۰:۴۵ ق.ظ

    ممنون نگار جون بسیار عالی و شیوا نوشته ای
    … خسته نباشی ….

    • #12 by نگار بیک on دی ۴, ۱۳۸۹ - ۱۱:۱۱ ب.ظ

      خواهش می کنم. موفق باشید

  7. #13 by بیدخت on دی ۳, ۱۳۸۹ - ۱:۰۹ ب.ظ

    سلام نگار عزیز
    منتظر مطلب جدیدت بودم و از توضیحات خوبت ممنونم.
    شاد و نونوار باشی

    • #14 by نگار بیک on دی ۳, ۱۳۸۹ - ۱۱:۳۶ ب.ظ

      مرسی عزیزم. موفق باشید

  8. #15 by rozita on دی ۳, ۱۳۸۹ - ۵:۴۶ ق.ظ

    سلام نگار جون عزیزم
    واقعا از نوشته هاتون هر کسی لذت می برد.هم مفید هم شیوا و اموزنده هم بسیار خوش قلم.مرسی از زحماتتان.حالا یک سوال : به نظر شما هر کسی که میخواهد وسایلش را بیاورد چه جوری بهتره۱ با کشتی ۲با خودش همراهش.۳ قبل از امدن خودش زودتر به ادرس یکی از اقوام در شهر دیگر که مثلا دور از کبک هستن.چون مامهاجرت استان کبک را اقدام کردیم.

    • #16 by نگار بیک on دی ۳, ۱۳۸۹ - ۹:۴۲ ق.ظ

      سلام عزیزم. بار فریت رو با هواپیما می برن مگر لوازمی مثل مبل و کل خانه!!! باشد که به نظر من اصلاً هم مقرون به صرفه نیست و لازم هم نیست چون این جا لوازم چوبی خوبی با قیمت خوب پیدا می شود. ما لوازممان را دو سه روز قبل از پروازمون فرستادیم و چند روز بعد هم تحویل گرفتیم (معمولاً یک هفته طول می کشه) نکته دیگر این که اگر لوازمتون بعد از خودتون بیاد بهتره که خودتون برید دنبالش حتماً فهرست لوازمتون رو داشته باشید و قصه چمدان ها و کارتن ها را هم بخوانید فکر کنم کمکتون کنه که بفهمید اوضاع از چه قراره

      • #17 by rozita on دی ۳, ۱۳۸۹ - ۲:۵۱ ب.ظ

        عزیزم نگار جونم
        الهی سلامت باشید .چقدر زیبا جواب هر کسی را میدهید .یک دنیا سپاسگزارم.گلم.

        • #18 by نگار بیک on دی ۳, ۱۳۸۹ - ۱۱:۳۷ ب.ظ

          خواهش می کنم روزیتا جان. امیدوارم که پاسخ سوالاتت رو گرفته باشی اگه بازم سوالی بود در خدمتم

  9. #19 by دریا on دی ۳, ۱۳۸۹ - ۵:۲۹ ق.ظ

    سلام نگار خانم
    واقعا مطالب مفید و کاملی مینویسید. موفق باشید عزیزم.
    یک سوال؟؟
    چقدر وسیله و بار میتونیم با خودمون بیاریم؟ چند کیلو؟؟

    • #20 by نگار بیک on دی ۳, ۱۳۸۹ - ۹:۳۸ ق.ظ

      وزن چمدان ها دو تا ۲۳ کیلو به علاوه یک ۱۰-۸ کیلو داخل کابین برای هر نفر. بار فریت هم هر نفر تا ۱۵۰ کیلو می تونه فریت کنه. موفق باشید اگر دوست داشتید مطلب کارتن ها و چمدان ها را نیز بخوانید

  10. #21 by مهدی on دی ۳, ۱۳۸۹ - ۱۲:۴۶ ق.ظ

    به نظر من همه کاره بودن ایرانی ها در آنجا بدرد میخوره . مثلا خود من هنوز در ابتدای اقدام به مهاجرت کانادا می باشم ولی بعد از آمدن برنامه های زیادی دارم من رشته اصلیم کامپیوتر است اما کارهایی مثل نصب تجهیزات امنیتی ( دوربین مدار بسته ، دزد گیر و ….) نجاری ( ساخت انواع کابینت های MDF ، دکوراسیون ، سرویس خواب و …. ) برق کشی و چندین کار دیگر .
    خوب اگر کمی ابزار الات که ظاهرا در آنجا با قیمت مناسب یافت میشود داشته باشیم میتوانیم در خیلی از این هزینه ها صرفه جویی کنیم .
    امیدوارم که همه دوستان از تمام استعداد هایشان استفاده کنند

    • #22 by نگار بیک on دی ۳, ۱۳۸۹ - ۹:۳۶ ق.ظ

      عجب خوش به سعادتتان آقا مهدی. موفق باشید. البته همه مثل شما نیستند که کل پکیج خانه شان را بتوانند بسازند. عالیه

  11. #23 by الهام on دی ۲, ۱۳۸۹ - ۱۲:۵۶ ب.ظ

    با سلام
    از خواندن مطالب شما خیلی لذت می برم. واقعا قلم شیرین و زیبایی دارید.من هم از منتظرین مهاجرت به کبک هستم از نوشته های شما خیلی استفاده میکنم.ازتون بسیار سپاسگزارم

    • #24 by نگار بیک on دی ۲, ۱۳۸۹ - ۱۱:۰۳ ب.ظ

      خواهش می کنم الهام خانم. شما لطف دارید. موفق باشید

  12. #25 by مهرگان on دی ۲, ۱۳۸۹ - ۳:۲۲ ق.ظ

    سلام نگار جان
    خیلی عالی بود همیشه منتظر هستم که یک نوشته از شما را بخوانم فکر کنم حسرت خریدن وسایل جدید در کانادا هم در دلمان بماند در این ۲ سال گذشته هرچه که دلمان خواسته نگرفته ایم تا دل کندن از خانه و وسایل کمتر باشد و داغ چوب حراج زدن کم سوز تر .

    • #26 by نگار بیک on دی ۲, ۱۳۸۹ - ۱۰:۴۵ ق.ظ

      سلام عزیزم. نه اصلاً این طور نیست مطمئن باشید به سرعت ۳-۲ سال نه تنها وسایل بلکه احتمالاً منزلی مستقل خواهیم خرید چیزی که در ایران به آن خانه ویلایی می گفتیم و فقط متعلق به گروه خاصی بود!!! نه عزیزم من با این که در ایران چیز زیادی برای خانه نخریم تا هم هزینه بی خودی نشود و هم دل سوزی به قول شما کمتر باشد! اما در کانادا این طور نیست و قیمت لوازم خانه (لااقل به نظر من) چندان زیاد نیست (شاید مشابه ایران یا حتی در حراج ها کمتر اما خوب با سطح درآمد اینجا). مطمئن باشید ساختن یک زندگی جدید با آن که سخت است اما لذت بخش هم هست به خصوص که مجبور نیستید حتماً از آن مبل های استیل ناراحتی (در مقابل مبل راحتی) که فقط برای مهمان تدارک دیده شده بود بخرید زندگی راحت!! آن قدر که دوست داری همیشه لم بدی و بخوری و تلویزیون ببینی اما مگه می شه!!!

(will not be published)