روش های نوین آموزش

روش های نوین آموزش

این نوشته توسط آقای داریوش شامبیاتی به رشته تحریر درآمده و در تاریخ 8 فوریه 2013 میلادی برابر 20 بهمن ماه 1391 منتشر شده است.


کریس هدفیلد فضانورد کاناداییبا درود. پنج شنبه صبح منزل بودم و کنترل تلویزیون در دست از این کانال به آن کانال می رفتم دیدم مصاحبه ای با یک فضانورد ساکن در ایستگاه فضایی در حال انجام است. این مصاحبه که به طور زنده و مستقیم پخش می شد برایم جالب بود و این بار روی کانال خبری توقف کردم و مشغول تماشا شدم. آنچه که برایم جالب بود مصاحبه گران کم سن و سال بودند که چون برنامه را از نیمه دیدم نمی دانم به چه مناسبتی انجام می شد. دانش آموزان دبستانی یکی یکی می آمدند و بعد از معرفی خودشان و اینکه در کلاس چندم هستند پرسش های خودشان  را با Chris Hadfield فضا نورد کانادایی در میان می گذاشتند. پرسش ها شاید به نظر بچگانه و ساده بود ولی دانستنش خوب بود و آموزنده. یکی از بچه ها پرسید در حالت بی وزنی سر و صورت خودتان را چطوری می شویید؟ فضا نورد از ظرف مخصوصی مقداری آب خالی کرد که به صورت یک قطره ی بسیار بزرگ که به اندازه یک مشت بود و در هوا معلق ماند بعد آنرا با دست گرفت و به صورتش مالید و در آخر ذرات آنرا جمع کرد و البته مقدار باقیمانده هم به صورت خودکار جمع آوری شدند. دیگری پرسید چطوری می خوابید؟ کریس جواب داد داخل کیسه خواب می شویم و چون در حالت بی وزنی هستیم فرقی نمی کند که در چه جهتی باشیم اما چون کیسه خواب به بدنه ی ایستگاه متصل است اگر دوربین ما را به شما نشان دهد به نظر می رسد که ایستاده خوابیده ایم. یکی دیگر پرسید چه غذایی می خورید؟ که او هم نمونه از غذایش را نشان داد و لقمه ای هم خورد ظاهر غذا مثل لواشک های خودمان بود؛ حالا از گوشت قورمه درست شده بود یا چیز دیگری نمی دانم. یک قوطی کنسرو نوعی ماهی قزل آلا را هم نشان داد و گفت این را هم همسفران روسی آورده اند که من خیلی دوست ندارم ولی به هر حال می خورم و این پرسش و پاسخ ها به انگلیسی و فرانسه ادامه داشت.

من نمی دانم هزینه ی یک چنین مصاحبه ای چقدر شده بود ولی آنچه که برایم جالب بود احترام و اعتباری ست که برای بچه ها قایل هستند و امکان برقراری این ارتباط را برای آنها فراهم آورده بودند.  اصولاٌ در روش آموزش و پرورش اینجا به چیزهایی توجه می کنند که برای افرادی مثل من جالب و بعضی وقت ها شاید عجیب باشد ووقتی فکرش را می کنم کله ام سوت می کشد. مثلاٌ گاهی آدم های کوتوله را به دبستان ها می برند و با بچه ها آشنا می کنند که متوجه شوند این ها هیچ فرقی با دیگران ندارند فقط قدشان کوتاه تر است یا حتی افرادی را می برند که عضوی از بدنشان ناقص است، دست یا پا ندارند و آن ها در کلاس برای بچه ها توضیح می دهند که نقص عضوشان مشکلی بوجود نیاورده و چگونه کارهای خود را انجام می دهند و از موفقیت هایشان صحبت می کنند. در همین زمینه برای کلاس های آخر دبستان (اینجا دوره ی دبستان هشت سال است) مادران بسیار جوانی را می آورند که در سنین نو جوانی خواسته یا نا خواسته بر اثر اشتباه یا ندانم کاری بچه دار شده اند ویا در همان سن کم ازدواج کرده اند. می آیند و مشکلاتی را که بخاطر سن کم با آن ها دست به گریبان هستند برای بچه ها حرف می زنند که دیگران از اشتباه آنها پند بگیرند.

مثل این که روش های آموزش و پرورشی جالبی دارند. نتیجه گیری را به عهده ی خود شما می گذارم .

پیروز و شادمان باشید

داریوش شامبیاتی

نوشته های دیگر:

انجام کلیه امور مهاجرت

سلب مسؤولیت و کپی رایت

ثبت نام در خبرنامه وب سایت

نصب رایگان تولبار “مهاجران کانادا”

Share
Comments are closed.