Browsed by
Category: خرید کردن در کانادا

در این بخش مسایل مربوط به خرید کردن در کانادا نظیر فروشگاه ها و امثال آن مطرح می شود.

بهای مسکن در کانادا

بهای مسکن در کانادا

این نوشته در تاریخ 31 ژانویه 2013 میلادی برابر 12 بهمن ماه 1391 نوشته و منتشر شده است.


خانه در کانادابنا به آخرین گزارش منتشر شده از سوی خبرگزاری رسمی کانادا Canadian Broadcasting Corporation (یا CBC) بهای متوسط منازل مسکونی در کشور کانادا برابر 352800 دلار کاناداست (دسامبر 2012). همچنین این گزارش قیمت متوسط مسکن در ماه دسامبر سال 2012 را در برخی شهرهای کانادا به شرح زیر اعلام کرده است.

استان انتاریو Ontario

  • تورنتو 501361 دلار
  • همیلتون 355317 دلار
  • اتاوا 348493 دلار

استان بریتیش کلمبیا British Columbia

  • ونکوور 730912 دلار
  • ویکتوریا 510227 دلار

استان آلبرتا Alberta

  • ادمونتون 343912 دلار
  • کلگری 434491 دلار

استان سسکچوان Saskatchewan

  • ریجاینا 326406 دلار
  • سسکتون 338404 دلار

استان منیتوباManitoba

  • وینی پگ 269403 دلار

استان نیوبرانزویک New Brunswick

  • سینت جان 149541 دلار

استان نوا اسکوشیا Nova Scotica

  • هلیفکس 274822 دلار

سایر استان ها و مناطق کانادا

  • استان جزیره پرنس ادوارد 134883 دلار
  • استان نیوفانلند و لابرادور 278840 دلار
  • منطقه یوکان 149105 دلار
  • منطقه نورث وست تریتوریز 724941 دلار (به نظر نمی رسد که این عدد درست باشد)
  • منطقه نونووت (گزارشی در دسترس نیست)
  • استان کبک (گزارشی در دسترس نیست)

برای آخرین گزارش در خصوص قیمت مسکن در شهرهای مختلف کانادا می توانید به وبسایت خبرگزاری CBC مراجعه فرمایید [لینک].

علیرضا پارسای

نوشته های دیگر:

فرم ارزیابی مهاجرت به کانادا

سلب مسؤولیت و کپی رایت

ثبت نام در خبرنامه وب سایت

نصب رایگان تولبار “مهاجران کانادا”

Share
یاد آوریشان خوب است!

یاد آوریشان خوب است!

این نوشته که توسط آقای داریوش شامبیاتی به رشته تحریر در آمده در تاریخ اول اکتبر 2012 برابر 10 مهر 1391 منتشر شده است.


با عرض سلام!

خرید کردن در کانادادسترسی من  در اینجا به اینترنت سریع و ارزان راحت است و تقریباً بیشتر ساعت هایی که منزل هستم با لپ تاپ ور می روم (البته هنوز خیلی سرم نمی شود) و این طرف و آن طرف سرک می کشم. در این میان گاهی به مطالبی بر می خورم که دانستنش را برای خود مفید تشخیص می دهم و از میان آن ها هم بعضی وقت ها ایده می گیرم و مطالبی را با مخلوط کردن تجربیاتم برای شما می نویسم. چند وقت پیش توصیه هایی را خواندم که جالب بود و الان چند تا از آنها را با اضافاتی از خودم که رنگ و بوی خودمانی بگیرد تقدیم می کنم. ممکنست بعضی از مطالب را  که فهرست وار می نویسم به نظر تکراری بیاید و یا باید پشت سر هم باشند  که قبلاً بابت آن عذر خواهی می کنم.

باز هم تکرار می کنم که روی سخنم با دوستان تازه وارد است  که به سلامتی بعد از گذشتن از هفت خوان بالاخره به این طرف آب آمدند  و تا مدتها برای خرج کردن باید دلار را روزانه در ریال های مختلف ضرب کنند. پس باید چشم و گوش ها باز باشد و حساب دودوتا را داشته باشیم.

از اولین روز صرفه جویی را در برنامه های خود قرار دهید. گول زرق و برق اجناس را نخورید. شما تا سال های آینده اینجا خواهید بود پس هول نزنید و دست پاچه نشوید. وقتی برای خرید می روید حواستان باشید خرید هایی را که می توانید در دو بار انجام دهید در یکبار نخرید این باعث اضافه مصرف می شود. هر بار به اندازه ی احتیاج بخرید. نه چیزی تمام می شود و نه جنسی  ناگهانی گران  مخصوصاً با مواد غذایی،  بی خود یخچال و فریزرتان را انباشته نکنید. همه چیز در هر زمانی در دسترس هست. 

در بعضی استان های کانادا (نظیر انتاریو) شب ها و روز های تعطیل برق ارزان تر است. ماشین لباسشویی را آخر هفته راه بیندازید. یکی از معلمهای کلاس ما می گفت برای صرفه جویی در مصرف برق لباسشویی از پودرهای شستشویی مخصوص آب سرد استفاده می کند.  خانم من هم انجام داد نتیجه اش رضایتبخش بود. پودر را هم به اندازه ای که روی جعبه اش نوشته استفاده کنید.

خرید با کارت اعتباری خیلی راحت تر از چک و پول نقد است اما اگر حواستان نباشد اضافه خرج خواهید کرد. لطفاً خودتان را کنترل کنید و اجازه ندهید جعبه ی پست شما پر از صورتحساب های ارسالی شود. در پرداخت قسط ها و سر رسید بدهی ها دقت کنید. تاخیر در پرداخت آنها غیر از جریمه شما را بد حساب میکند. در موقع خرید به ضمانت نامه و تعهدات فروشنده توجه داشته باشید و به مدت اعتبار این ضمانت ها دقت کنید. از خرید وسایل غیر ضروری مخصوصا آنها یی که دایماً مدلشان عوض می شود و نوع جدید تری به بازار می آید دقت کنید. دایماً میزان درآمد و مخارجتان را کنترل کنید و اقلاً هفته ای دو مرتبه  به حساب بانکی تان سر بزنید. خیلی از خرید های اعتباری بعد از چندین روز به حساب شما می آید. حواستان باشد! مثلاً خود من دو هفته پیش   بلیت قطار خریدم. هنوز پول آن وارد حساب بدهی من نشده است. در همین مورد قطار یا نظایر مشابه باید عرض کنم که پیش خرید، برای شما ارزانتر تمام می شود و حتی بسیاری از قیمت ها در روزها و ساعت ها مختلف تفاوت دارد. پی گیری کنید که ارزانتر را خریداری نمایید و در مورد تاریخ رفت و بر گشت هم دقت کافی نمایید که مثل همین بلیط قطار بنده ضرر نکنید. داستان از این قرار بود که رفت و برگشت را اینترنتی خریدم اما تاریخ برگشت را اشتباهاً یک هفته دیر تر اعلام کرده بودم. موقع بر گشتن  مجدداً در قطار بدون تخفیف پیش خرید و تخفیف مخصوص  افراد مسن دو مرتبه از من پول گرفتند. بلیت خریداری شده قبلی را هم که پولش را پس نمی دهند و کلی ضرر کردم. این را نوشتم که حواستان باشد.

در اینجا بانک ها و شرکت ها مرتب تبلیغات در خصوص تخصیص امتیازات مالی ارسال می کنند. صمیمانه می گویم تا چند سال که خوب حساب و کتاب خرج کردن در اینجا به دستتان نیامده دنبال آنها نروید و فقط سرو کارتان با یک بانک باشد  که راحت تر حساب کتاب کنید. گرفتن هر کارت اعتباری جدید حتی اگر از آن استفاده نکنید به اندازه اعتبارتان در نظر بانکها و فروشگاه ها بالقوه بدهکار هستید و در انجام معاملات قسطی تاثیر گذار؛ پس مواظب باشید. چند سال قبل در کتابفروشی یک از دوستان عزیزم بودم. یکی آمد و در مورد آشنای مشترکی سوال کرد. دوستم گفت تا آخرین باری که حدود دو ماه پیش بود او را تایید می کنم  وقتی طرف  رفت پرسیدم منظورت چه بود گفت زمانه آدمها را عوض می کند من در این چند ماه نمی دانم که او چه تغییراتی کرده پس نمی توانم اورا تایید کنم این خاطره را برای این گفتم که شما ممکنست در اینجا با دوستان قدیمی برخورد نمایید فورا”  سفره ی دلتان را باز نکنید. نمی دانیدآنها چه تغییراتی کرده اند. چه بسا بعضی از آنها به قصد سوء استفاده بخواهند با شما شریک شوند و یا از شما پول قرض کنند. مواظب دغل دوستان باشید. در اینجا اضافه کنم که من بدبین نیستم و جامعه ی ایرانی مقیم کانادا  را بسیار خوب و همبسته و پاک دیده ام که هوای هم را دارند؛ ولی خوب باید حواسها هم جمع باشد.

اگر تصمیم به خرید اتومبیل گرفتید خوب بررسی کنید. هزینه ی بیمه و بنزین و سایر مخارج را حساب کنید. اتومبیل را سر موقع سرویس کنید و لاستیک ها را عوض نمایید. خدای نکرده در صورت تصادف حتی اگر مقصر هم نباشید اینها در هزینه ی بعدی بیمه شما موثر است. چون راننده ای هستید که به ماشین نمی رسید. افت قیمت ماشین را هم در موقع فروش حساب کنید.  برای بیمه کردن ماشین و خانه  و یا هر چیز دیگر با شرکت های مختلف تماس بگیرید. اختلاف قیمت بسیار زیاد است؛ حتی اگر در دو روز مختلف به یک شرکت زنگ بزنید و سوال کنید ممکنست قیمت بیمه  ی مختلفی به شما بگویند. هرگز نگویید دیروز فلانی در شرکت شما ارزانتر یا گرانتر گفت. همین موضوع در مورد خط تلفن و تلویزیون و اینترنت هم صادق است. شرکت های اصلی گرانتر می گیرند و کارگزارانشان از محل کار مزد و سود خودشان به شما بیشتر تخفیف می دهند.

همیشه مقداری پول به عنوان پس اندازذخیره داشته باشید و هر ماه مقداری از در آمدتان را به حساب های بازنشستگی یا تحصیل فرزندانتان واریز نمایید. در این مورد بانک ها شما را راهنمایی خواهند کرد. هر قراردادی که می بندید قبل از امضا خوب آنرا بخوانید. اگر زبانتان خوب نیست از دیگران کمک بگیرید. حتی اظهارنامه های مالیاتی را هم هر چند توسط افراد خبره نوشته شده باشد قبل از امضا بخوانید. . در موقع استخدام و شروع کار حقوق حقه خود را بخواهید و به تعارف نگذرانید. اضافه حقوق و ترفیعات بعدی شما با توجه به میزان  حقوق اولیه شماست. برای یک عمر سر خودتان کلاه نگذارید …

خود و خانواده تان را بیمه نمایید حتی به مبلغ کم. این بیمه ها انواع مختلف دارند. بعداً با توجه به مدت اقامت تان و کسب تجربه نوع آنها را انتخاب خواهید کرد. در مورد خرید منزل حواستان باشد.  ممکنست در شرایط مناسبی منزل خیلی خوب و بزرگی گیرتان بیاید و با قیمتی مناسب و ارزانتر از نرخ روز. عجله نکنید! خانه ی بزرگتر مخارج بیشتر دارد. آژانس معاملاتی بیشتر فکر درصد خودش است و برای خانه ی بزرگتر و سقف بلند تر تبلیغ می کند. سقف بلند شیک است  اما  گرم کردن و سرد کردن و انواع مالیات ها و بیمه ها را هم دارد که بعداً مخارجش گریبانگیرتان خواهد شد.

در کانادا انواع و اقسام کوپن های تبلیغاتی برای شما ارسال می شود که مثلاً این مقدار خرید کنید و در عوض تخفیف بگیرید. اگر سه عدد همبرگر بخرید نوشابه مجانی می دهیم. دو تا بخرید سه تا ببرید. این تخفیف ها بسیار خوب است. اگر شما به آن مقدار نیاز داشته باشید وگرنه شما را تشویق به خریدی کرده اند که گوشه اتاق خواهد افتاد یا کمد لباس را پر می کند و بدتراز همه خوراکی های چربی که سلامتی شما را به خطر میندازند و بالاخره این که تجربه ی دیگران را با درایت چراغ راه آینده ی خود قرار دهید.

بقیه باشد برای بعد! به امید این که تازه واردان وقت بگذارند و نوشته های قبلی نگار و بنده را از دو سه سال قبل بخوانند. حتماً مطالب سود مندی پیدا خواهند کرد.

موفق باشید.

داریوش شامبیاتی

نوشته های دیگر:

انجام کلیه امور مهاجرت

سلب مسؤولیت و کپی رایت

ثبت نام در خبرنامه وب سایت

نصب رایگان تولبار “مهاجران کانادا”

 

Share
کالابرگ (کوپن) در کانادا

کالابرگ (کوپن) در کانادا

این نوشته در تاریخ 14 می 2012 برابر 25 اردیبهشت 1391 نوشته شده است و ممکن است مشمول مرور زمان شود.


“قوپون می خریم، قوپون می خریم…”

کوپن تخفیفوقتی در میدان ونک حد فاصل خیابان ونک و ملاصدرا قدم بر می داشتم این فریادهای دل انگیز!! همراه همیشگی من بود. آن موقع ها دانشجو بودم و بحث کوپن یا به عبارتی کالابرگ هنوز داغ داغ بود. خیلی پیشتر از آن حوالی سال 59 به خاطر می آورم که برای اولین بار چشممان به جمال دفتر بسیج – یا دقیق تر عرض کنم دفترچه بسیج اقتصادی – روشن شد. یک دفترچه سفید رنگ کوچک با جلد نایلون شده – شاید هم مادرم جلدش می کرد چون خیلی عزیز بود! – که یک سری کوپن هم با پرفراژ درون آن قرار داشت. هر وقت شماره ای اعلام می شد، کوپن را از روی پرفراژش می کندی و با خودت به بقالی محل می بردی و اگر شانس یاری ات می کرد بعد از گذشت چند دقیقه یا گاه چند ساعت در صف ایستادن یک کله قند یا چند صد گرم شکر یا نیم کیلو روغن نباتی جامد یا امثال آن گیرت می آمد. بعدها هم که برگه های رنگارنگ کوپن های مرحله اول و مرحله دوم و … همین طور پدیدار شد. اوایل، زنده کردن این کوپن ها یا بهتر عرض کنم تبدیل آنها به کالا برای ما خیلی جدی بود و همیشه مادرم اخبار ساعت 8 و نیم را به خاطر این کوپن ها نگاه می کرد که چیزی از کفمان نرود. اما بعدها که به بازار سیاه آلوده شدیم و در صف ایستادن بیشتر مال خانم ها یا آقایان بازنشسته زنبیل به دست شد یا کوپن های باطله را به همین عزیزان آذری می فروختیم (اشاره به خط اول نوشته) یا آنها که هنوز عمرشان به دنیا بود را به دست فک و فامیل و دوست و آشنا می سپردیم: آنها که جان ایستادن هر روزه در صف را داشتند یا صف محله شان کوتاه تر بود.

در حاشیه عرض کنم که من هم به عنوان فرزند ارشد خانواده نقش مهمی در ایستادن در صف های مختلف بازی می کردم. مهم ترین این صف ها – یا بهتر عرض کنم مشکل هر روزه بنده – صف نان بود: نان سنگک، نان مشهدی، نان تافتان (تافتون خودمان)، نان لواش، و نان بربری که البته هیچ کدامشان کوپنی نبود. باید اعتراف کنم که بوی آن نان های دست ساز و دست پخت، هیچ گاه از مشامم دور نمی شود. یادش بخیر… باز هم یادش بخیر آن روز که 40 دقیقه در صف بقالی خیابان چمن شرقی – محله مان در نارمک – ایستادم تا یک شانه تخم مرغ بخرم. بعد از خرید تخم مرغ ها وقتی که پیروزمندانه به خانه بر می گشتم زمین خوردم و یکی دو تا از تخم مرغ ها شکست. چه حالی بودم آن روز… بگذریم.

همه اینها را عرض کردم که برسیم به کانادا. پیش از مهاجرت به کانادا فکر می کردم که در کانادا خبری از کوپن و کوپن بازی نیست ولی سخت در اشتباه بودم. اینجا بحث کوپن به شکل دیگری داغ است. در کانادا شرکت های تولیدکننده مواد غذایی و سایر کالاها برای آنکه شما را تشویق به خرید محصولات خود کنند کوپن های مختلفی را منتشر می کنند. این کوپن ها در نشریات مختلف و وب سایت ها منتشر می شوند یا به صورت ایمیل به دست مشتریان احتمالی می رسند. بعضی اوقات هم خود فروشگاه ها کوپن صادر می کنند و به همین روش ها به دست مشتریانشان می رسانند. در بعضی از فروشگاه های کانادایی مثل Real Canadian Superstore (فروشگاه عظیم کانادایی واقعی؟) این کوپن ها را به یک تابلو در سردر ورودی فروشگاه آویزان می کنند که بتوانید از بین آنها کوپن های مناسب را انتخاب کنید.

بیشتر این کوپن ها حاوی یک بارکد Barcode هستند. مثلاً فرض کنید یک کوپن در دست دارید که به شما به ازای خرید یک شانه تخم مرغ خاص یک دلار تخفیف می دهد. وارد فروشگاه می شوید و شانه تخم مرغ را برمی دارید. بعد به همراه کوپن به صندوق دار Checkout مراجعه می کنید. وی اول بارکد تخم مرغ ها را اسکن می کند. بعد از آن بارکد کوپن را اسکن می کند و تخفیف لازم اعمال می گردد. این مرسوم ترین نوع کوپن تخفیف است.

نوع دیگری از کوپن ها در اصطلاح Rebate (بازگرداندن پول) گفته می شوند. اگر از این کوپن ها داشته باشید به طور معمول بعد از خرید جنس رسید خرید را به همراه کوپن Rebate (ری بیت) برای تولید کننده یا پخش کننده آن کالا ارسال می کنید و آنها هم مبلغی را به صورت یک چک برایتان ارسال می کنند. به طور کلی کوپن های ری بیت خیلی محبوبیت ندارند چرا که بسیاری از اوقات دریافت پول ری بیت با مشکلات عدیده مواجه می شود و گاه هیچ وقت به دست خریدار نمی رسد.

بعضی مواقع کوپن ها از طرف خود فروشگاه صادر می شود و محدود به خرید یک جنس بخصوص نیست. همین طور گاه پیش می آید که می توان ترکیبی از کوپن ها را برای خرید یک یا چند کالا به کار برد و کلی تخفیف گرفت. برای مثال حدود یک هفته پیش کوپنی از طرف فروشگاه لوازم التحریری استیپلز Staples به دستم رسید که مبلغ شش و دلار و هفتاد سنت به ازای هر خریدی که داشتیم به ما تخفیف می داد. من این کوپن را که ایمیل شده بود پرینت گرفتم و کناری گذاشتم. یکی دو روز بعد از آن یک ایمیل دیگر از طرف همان فروشگاه آمد که حاوی یک کوپن بود. این کوپن در ازای خریدهای بیشتر از 25 دلار در مجموع 5 دلار تخفیف می داد. من هر دوی این کوپن ها را با خودم به فروشگاه استیپلز بردم. آن روز بیشتر به دنبال خرید چند بسته کاغذ بودم. به طور معمول هر بسته کاغذ 500 تایی (برای پرینت و کپی) در این فروشگاه به قیمت 6 دلار و 99 سنت فروخته می شود. آن روز کاغذها حراج خورده بود و شده بود 4 دلار و 99 سنت. من شش بسته کاغذ برداشتم که مجموع آن بیشتر از 25 دلار می شد. هر دو کوپن را به فروشنده نشان دادم و او هم هر دو را از من قبول کرد. به این ترتیب در عمل قیمت شش بسته کاغذ قبل از اعمال مالیات فروش Harmonized Sales Tax یا HST که در انتاریو 13 درصد است معادل 18 دلار و 24 سنت شد یعنی هر بسته کاغذ 3 دلار و 4 سنت که عملا کمتر از نصف قیمت عادی آن بود.

خلاصه از کوپن قند و شکر در سال 1359 رسیده ایم به کوپن تخفیف کاغذ در سال 1391. حالا اگر عمری بود در سال 1423 کوپن سفر به کره ماه گیرمان بیاید یا نه خدا عالم است.

به امید موفقیت همه عزیزان

علیرضا پارسای

نوشته های دیگر:

فرم ارزیابی مهاجرت به کانادا

سلب مسؤولیت و کپی رایت

ثبت نام در خبرنامه وب سایت

نصب رایگان تولبار “مهاجران کانادا”

تذکر: این نوشته و کلیه نوشته ها و نظرات وب سایت مهاجران کانادا جنبه قانونی، حقوقی یا رسمی ندارد. این نوشته ممکن است مشمول مرور زمان شود. همواره برای مشاوره حقوقی با یک وکیل رسمی مشورت کنید. ما مسؤولیتی در خصوص صحت مطالب یا نظرات موجود در این وب سایت نمی پذیریم.

 

Share
Baby shower

Baby shower

کادوی نوزادبا درود . نمی دانم تا حالا دچار این مشکل شده و به چه کنم چه بخرم گرفتار آمده اید یا خیر؟ دوستی  یا فامیلی  بچه دار می شود حالا بنده و شما دچار این معضل می شویم که برای چشم روشنی چه بخریم که کم نباشد یا ارزان نباشد که مایه ی آبروریزی است. قبلاٌ او یا پدر و مادرش به مناسبتی که بوده برای ما چه آورده اند که حالا باید جبران کنیم و چیزی در همان حدود قیمت کادو ببریم. معمولاٌ بیشتر دنبال این هستیم که چه بخریم. بعد وقتی دو سه قلم مورد نظرمان قرار گرفت سوالات بعدی پیش می آید که این کادویی که می خریم به دردش می خورد؟ برایش قابل استفاده هست؟ دیگران مثل این را برایش نمی برند؟ آن را می پسندد ؟ قبلاٌ خودش خریده یا نه؟ در سیسمونی بچه هست یا نه؟ ( اینجا از سیسمونی و این جور چیزها خبری نیست و رسم ندارند) اگر هم با زائو رودربایستی نداشته باشید و دوست یا فامیل نزدیک باشید ازو می پرسید که چه چیری مورد نیازش هست که بخرید، تازه یک سری تعارف شروع می شود تا در آخر کار خسته شده برای رفع تکلیف یک چیزی چه بسا گران قیمت هم می خریم و می بریم و طرف هم بسیار تشکر می کند. اما بسیار اتفاق افتاده که کادوها تکراری از آب در می آید و یا اضافه بر نیاز بچه است که لابد باید در گوشه ی چمدانی نگهداری شود تا در آینده از آن برای هدیه دادن به یک نفر دیگر استفاده شود. اما در اینجا کار را خیلی راحت کرده اند. همین که دختر خانم پا به ماه می شود به قسمت نوزادان یک فروشگاه بزرگ (معمولاٌ زنجیره ای) می رود و لیست چیزهای مورد نیازش را به متصدی مربوطه می دهد و او هم وارد کامپیوتر ویژه ای می کند. در همان روزها یکی از دوستان خانم باردار دست بکار شده و برایش Baby shower می گیرد (راستنش ترجمه ای که در فارسی گویای این مراسم باشد پیدا نکردم). به این ترتیب که از دوستان و آشنایانش دعوت می کند که در فلان روز برای Baby shower فلانی دور هم جمع شویم ضمناً آدرس همان فروشگاه را هم می دهد. دوستان هم به فروشگاه مورد نظر مراجعه کرده در قسمت نوزادان به سراغ کامپیوتر مخصوص همین کار می روند و خودشان یا با کمک یکی از فروشندگان اسم دوستشان را تایپ کرده لیست قبلاٌ وارد کامپیوتر شده با مشخصات و قیمت روی مونیتور می آید. آنوقت با توجه به بودجه ای که پیش بینی کرده اید یکی دو قلم کادو را که لیست شده می خرید و همین که پولش را دادید اسم اجناس خریداری شده از فهرست حذف می شود که نفر بعدی کادوی تکراری نخرد و روزی که دعوت شده اید کادو را با خودتان می برید. خدا پدر و مادر کسی را که اول بار به این فکر افتاد و کادو دهندگان را از چه کنم چه کنم نجات داد بیامرزد. این را هم اضافه کنم که اینجا رسم ندارند هدیه را در کاغذ کادو بپیچند معمولاٌ آنرا در پاکت های بسیار زیبای دسته دار که طرح های قشنگ مربوط به هرمناسبتی را دارد می گذارند و هدیه می دهند.

یادتان باشد: از هر بهانه ای برای هدیه دادن استفاده کنید چرا که دوستی را محکم ودلها را به هم نزدیک می کند  و ارزش هدیه به ابراز محبتی ست که در آن نهفته نه به بهای آن.

تا درودی دیگر بدرود.

داریوش شامبیاتی

نوشته های دیگر:

انجام کلیه امور مهاجرت

سلب مسؤولیت و کپی رایت

ثبت نام در خبرنامه وب سایت

نصب رایگان تولبار “مهاجران کانادا”

 

Share
لطفاً در هنگام خرید دقت کنید!!!

لطفاً در هنگام خرید دقت کنید!!!

خرید کردن در کاناداباز هم کسب تجربه ای دیگر در راستای کشف رمز و رازهای خریدکردن و سرویس گرفتن در کانادا مرا بر آن داشت تا شما را با زوایای پیدا و پنهان این امر خطیر که می تواند در درازمدت بر اقتصاد و حتی سرنوشت خانواده تاثیرات شگرفی داشته باشد آشنا کنم.

پس این شما و این هم قصه امروز

هرچند که مدت هاست کابوس «مشتری گرامی در هنگام خرید دقت کنید، جنس فروخته شده پس گرفته نمی شود» را به باد فراموشی سپرده ام و با طیب خاطر جنس مورد پسندم را البته بعد از ارزیابی و بالا و پایین کردن بسیار می خرم و در صورت عدم رضایت از کیفیتش، به راحتی پس می دهم اما این به تنهایی برای اطمینان یافتن از یک خرید خوب و با کیفیت و صد البته مقرون به صرفه کافی نیست. دقت در انتخاب هر جنسی (و البته هر سرویسی) با توجه به تنوع سرسام آور مارکی و قیمتی آن اهمیت خاصی دارد. متاسفانه در فروشگاه های زنجیره ای غیرتخصصی نظیر وال مارت و زلرز و امثالهم که همه نوع جنسی در آن ها پیدا می شود چندان نمی توان از کسی برای انتخاب یک گزینه مناسب راهنمایی گرفت (لااقل در مورد لوازم خانگی من چیزی مثل نمایندگی های خودمان ندیده ام) اما در مورد لوازم الکترونیکی در فروشگاه های موردنظر افرادی برای راهنمایی و کمک به خریدار حضور فعال دارند!! به هر حال بهتر است در همه حال پیش از خرید لوازم بزرگ و به خصوص برقی سری به وب سایت فروشگاه های مختلف زده و با مقایسه مارک ها و محصولات مختلف و خواندن نظرات خریداران قبلی به یک نتیجه نهایی رسید که البته کاری زمان بر است و لقمه آماده نیست!

گفتم که اگرچه می توان در صورت عدم رضایت از جنس خریداری شده آن را به راحتی پس داد اما با درنظرگفتن هزینه بنزین و وقت صرف شده حتی المقدور بهتر است به شیوه ای عمل کرد که همان بار اول قال قضیه کنده شود و خلاص!!

نکته مهم دیگر از نگاه من که قبلاً هم به آن اشاره ای کرده ام مقایسه قیمت اجناس روی برچسب های قیمت و فیش خرید است. خیلی از ما به خصوص هنگام کارکردن با کارت های اعتباری (کردیت کارت) که تقریباً در اینجا همیشگی است اصلاً توجهی به مبلغ پرداختی نمی کنیم و به فرض این که رقم پرداختی هم بالاتر از انتظارمان باشد (البته اگر اصلاً رقم را بخوانیم) آن را به حساب مالیات گذاشته و غرولندی هم می کنیم بدون این که توجه داشته باشیم امکان اشتباه در قیمت زدن کامپیوتری (به خصوص در مورد اجناس حراج خورده) یا اشتباه خودمان در خواندن برچسب قیمت روی اجناس به دلیل بی دقتی یا جابه جا شدن آن ها از محل اصلی خودشان بسیار محتمل است. از طرفی چندان هم مطمئن نباشید که لزوماً جنس حراج خورده بهترین قیمت را دارد، گاهی تفاوت قیمت قبلی و فعلی آن در حد چند سنت است و گاهی یک جنس حراج نخورده با در نظرگرفتن حجم و وزنش در مقایسه با جنس حراج خورده مقرون به صرفه تر است. القصه کماکان در هنگام خرید دقت کنید و به قول معروف مو را از ماست بکشید!!! (همه این موارد در مورد سرویس های متنوعی که در زمینه های مختلف ارائه می شود نیز صادق است)

بگذارید در این زمینه یک تجربه عینی از خودم را برایتان تعریف کنم. چند هفته پیش، از فروشگاه نوفریلز (No Frills) یک بسته ذرت حراج خورده خریدم و پس از پرداخت هزینه طبق عادت همیشگی فیش خریدم را کنترل کردم و بالاخره توانستم کشف کنم که هر کدام از نوشته ها مربوط به کدام محصول است. در این حین به قیمت بسته ذرت شک کردم چون مبلغ درج شده در فیش با قیمت روی برچسب نمی خواند. به قسمت Customer Service رفتم و علت را جویا شدم. خانم متصدی بسته را از من گرفت و خودش برای کنترل قیمت به درون فروشگاه رفت و وقتی بازگشت ضمن اعلام قیمت صحیح آن به همکارانش نه تنها بسته ذرت بلکه در کمال ناباوری نه مابه التفاوت که کل مبلغ پرداخت شده را به من بازگرداند. حسابی تعجب کرده بودم اما برایم جالب بود که برای جبران اشتباهی که احتمالاً برای مشتریان دیگر هم رخ داده جنس را برای من رایگان حساب کرد!!!

بحث یک یا چند دلار ناقابل مطرح نیست اما چرا باید به خاطر بی دقتی یا بی حوصلگی ماهی چند ده یا حتی چند صد دلار ضرر به جیب خودمان بزنیم و در مقابل سودی سرشار را نصیب فروشگاه ها و سرویس دهنده های مختلف کنیم. حکایت قبض های راجرز است که شنیده ام یک یا چند ماه در قبض همه مشتریان بی دلیل چندین دلار اضافه وارد می کرد، اکثریتی که قبض هایشان را کنترل نمی کردند باعث شدند شرکت راجرز ظرف چند ماه چند صد هزار یا میلیون دلار از جیب آن ها سود کند و اقلیت دقیق هم به راحتی با این پاسخ مواجه شدند که اشتباه شده و پولشان پس داده شد!!!

خلاصه این که در این کشور باید همه چیز از فیش خرید گرفته تا قراردادهایی که به واسطه گرفتن خدمات مختلف یا حتی برای کار امضاء می شود را به دقت کنترل کنیم و حساب زندگی مان را به دست کسی که گمان می رود حتماً کارش را خوب می داند و به عمد یا غیر عمد اشتباه نمی کند نسپاریم!! راستش من به این باور رسیده ام که در این جا خیلی مسائل از هزینه ها گرفته تا بسیاری از کلاه برداری ها از چشم ها پنهان است!! متاسفانه معمولاً هم این خودمان هستیم که به دیگران اجازه سوءاستفاده می دهیم چراکه به خاطر مشغله های مختلف، ترس از بحث کردن به زبانی غیر از زبان مادری و شاید هم تفکر کامل و ممتازبودن همه چیز و همه کس در یک کشور جهان اول، بدون تحقیق و دقت هر آن چه می شنویم یا می بینیم را می پذیریم. همه این اشتباهات و تفکرات غلط کافیست تا در سطح یک تصمیم یا خرید بزرگ، یک حرکت شیرین به تجربه ای تلخ برای مهاجر به خصوص یک تازه وارد ناآشنا بدل شود. پس ضمن دقت، باید پیش از هر انتخابی تا حد امکان اطلاعات خود را از منابع موثق و افراد معتمد افزایش دهیم و یادمان باشد که از روز اول مهاجرت، مهارت ما در کنترل افسار زندگی جدیدمان از همان یک فیش معمولی و ساده خرید یا موبایل شروع می شود!!!

موفق باشید

نگار

نوشته های دیگر:

انجام کلیه امور مهاجرت

فرم ارزیابی مهاجرت به کانادا

سلب مسؤولیت و کپی رایت

ثبت نام در خبرنامه وب سایت

نصب رایگان تولبار “مهاجران کانادا”

 

Share
خرید واحد تجاری در کانادا توسط افراد خارجی

خرید واحد تجاری در کانادا توسط افراد خارجی

این نوشته یکی از نوشته های سلسله مقالات “سرمایه گذاری و تجارت در کانادا” است. برای مشاهده فهرست کامل مقالات اینجا کلیک کنید. لازم به ذکر است که این نوشته با مطلب “خرید مسکن در کانادا توسط افراد خارجی” مرتبط و شباهت های زیادی دارد.


تجارت در کانادابرخی از سؤالاتی که گاه و بیگاه از نگارنده پرسیده می شود به شرح زیر است:

  1. اگر ما تابع یا مقیم کانادا نباشیم، آیا امکان خرید واحد تجاری در کانادا برایمان وجود دارد؟
  2. اگر پاسخ به سوال اول مثبت است، آیا می توانیم برای خرید واحد مذکور وام بانکی دریافت کنیم؟
  3. اگر پاسخ به سوال اول مثبت است، آیا این امر در فرآیند مهاجرت ما اثر مثبت دارد؟ آیا اصولاً از این راه می توان به کانادا مهاجرت کرد؟

در این نوشته قصد دارم به این سوالات پاسخ بدهم. دقت کنید که اگر شما اقامت دائم Permanent Residency یا تابعیت (شهروندی) Citizenship کانادا را نداشته باشید علی الاصول یک فرد خارجی Foreign National محسوب می شوید. برای تعریف دقیق تر فرد خارجی به نوشته کوتاه زیر مراجعه فرمایید:

خرید واحد تجاری برای افراد خارجی

به طور کلی خرید واحد تجاری برای افراد خارجی میسر است؛ منتها خرید یا تأسیس واحدهای تجاری پیچیدگی های زیادی دارد. به عنوان مثال سودآوری واحد تجاری، مجوز های مورد نیاز، نحوه مدیریت واحد، مسایل مربوط به اتحادیه های کارگری و هزار و یک پارامتر دیگر مسأله خرید واحدهای تجاری را تحت تأثیر قرار می دهند. در ضمن ممکن است به خاطر ماهیت واحد تجاری به افراد خارجی اجازه سرمایه گذاری ندهند یا آنکه میزان سرمایه گذاری آنها محدود باشد. قوانین مختلفی در سطح فدرال، استانی و حتی شهری بر مسأله خرید و فروش واحدهای تجاری حاکم هستند. معمولا برای خرید اینگونه واحدها علاوه بر داشتن یک نماینده معتمد، به خدمات یک وکیل رسمی کانادایی و یک حسابدار قسم خورده کانادایی نیاز دارید (موارد استثنا وجود دارد). بنابراین به قول معروف “که عشق آسان نمود اول ولی …”

آیا فرد خارجی می تواند وام تجاری بگیرد؟

گرفتن وام برای واحد های تجاری کار آسانی نیست. حتی افراد ساکن کانادا هم برای گرفتن این گونه وام ها مشکل دارند. به طور معمول برای گرفتن وام باید پیش از هر چیز یک طرح تجاری (طرح توجیهی) Business Plan حرفه ای تهیه کرد تا بانک با درخواست متقاضی موافقت کند. درصد وامی که می توان برای واحد های تجاری گرفت به طور معمول نسبت به کل سرمایه گذاری محدود است. در موارد نادر ممکن است بتوان 80 درصد یا بیشتر را وام گرفت اما برای اکثر افراد حداکثر وامی که می توان گرفت کمتر از 50 درصد میزان سرمایه گذاری کلی است. از آنجا که اغلب افراد خارجی سابقه سرمایه گذاری در کانادا را ندارند برای گرفتن وام باید موانع زیادی را پشت سر بگذارند. خلاصه اینکه روی گرفتن وام خیلی حساب نکنید.

آیا به وسیله خرید واحد می توان به کانادا مهاجرت کرد؟

پاسخ کوتاه به این سوال “بله” است. گرفتن اقامت کانادا از طریق راه اندازی یا خرید یک واحد تجاری مقدور است. منتها به طور معمول چنین کاری با صدور ویزا و مجوز کار آغاز و در نهایت منتهی به گرفتن اقامت دائم کانادا می شود. نظر به آنکه این روش ها کاملا بستگی به میزان سرمایه گذاری شما و همین طور سوابق کاری و تجاری شما دارند اگر مایل هستید از این طریق به کانادا مهاجرت کنید با شرکت خدمات مهاجرتی پارسای تماس بگیرید یا فرم ارزیابی سرمایه گذاری/تجاری را پر کنید تا شرایط شما را دقیق بررسی کنیم.

در آینده مطالب بیشتری در بخش سرمایه گذاری و تجارت در کانادا منتشر خواهم کرد. اگر مایل بودید از آخرین نوشته های مهاجران کانادا مطلع شوید لطفاً عضو خبرنامه شوید [لینک].

اگر مایل به مهاجرت به کانادا از روش های تجاری/سرمایه گذاری/کارآفرینی هستید لطفاً فرم ارزیابی تجاری را پر کنید تا شرایط شما را بررسی کنم.

فرم ارزیابی مهاجرت تجاری/سرمایه گذاری به کانادا

علیرضا پارسای

نوشته های دیگر:

انجام کلیه خدمات مهاجرت

سلب مسؤولیت و کپی رایت

ثبت نام در خبرنامه وب سایت

نصب رایگان تولبار “مهاجران کانادا”

Share
خرید مسکن در کانادا توسط افراد خارجی

خرید مسکن در کانادا توسط افراد خارجی

این نوشته یکی از نوشته های سلسله مقالات “سرمایه گذاری و تجارت در کانادا” است. برای مشاهده فهرست کامل مقالات اینجا کلیک کنید. ازم به ذکر است که این نوشته با مطلب “خرید واحد تجاری در کانادا توسط افراد خارجی” مرتبط و شباهت های زیادی دارد.


منزل مسکونیبرخی از سؤالاتی که گاه و بیگاه از نگارنده پرسیده می شود به شرح زیر است:

  1. اگر ما تابع یا مقیم کانادا نباشیم، آیا امکان خرید منزل مسکونی در کانادا برایمان وجود دارد؟
  2. اگر پاسخ به سوال اول مثبت است، آیا می توانیم برای خرید منزل مذکور وام بانکی دریافت کنیم؟
  3. اگر پاسخ به سوال اول مثبت است، آیا این امر در فرآیند مهاجرت ما اثر مثبت دارد؟ آیا اصولاً از این راه می توان به کانادا مهاجرت کرد؟

در این نوشته قصد دارم به این سوالات پاسخ بدهم. دقت کنید که اگر شما اقامت دائم Permanent Residency یا تابعیت (شهروندی) Citizenship کانادا را نداشته باشید علی الاصول یک فرد خارجی Foreign National محسوب می شوید. برای تعریف دقیق تر فرد خارجی به نوشته کوتاه زیر مراجعه فرمایید:

خرید منزل مسکونی برای افراد خارجی

به طور کلی خرید منزل مسکونی یا بهتر بگویم زمین Land، آپارتمان Condominium، یا واحد های ویلایی House برای افراد خارجی میسر است. بجز برخی نقاط خاص کانادا که خرید و فروش در آنها حتی برای افراد مقیم ممنوع یا محدود است، افراد خارجی می توانند در بیشتر نقاط کانادا اقدام به خرید و فروش ملک (اموال غیر منقول نمایند). علی رغم این توضیحات با توجه به اینکه خرید اموال غیر منقول یک پدیده حقوقی محسوب می شود لازم است هر فردی پیش از انجام این عمل با یک وکیل متخصص در امور مسکن مشورت کند تا اگر محدودیت یا ممنوعیتی وجود دارد مشخص شود.

آیا فرد خارجی می تواند وام مسکن بگیرد؟

پاسخ ساده به این سؤال “بلی” است. به طور معمول یک فرد خارجی می تواند برای خرید مسکن تا 65 درصد بهای مسکن را وام بگیرد. از آنجا که وام مسکن در ازای گرو گذاشتن مسکن نزد وام دهنده صادر می شود خیلی از بانک ها در صورتی که حداقل 35 درصد بهای مسکن توسط مشتری پرداخت شود از پرداخت الباقی به صورت وام ابا ندارند. با این حال نظر به آنکه اکثر افراد خارجی به طور معمول سابقه مالی و اعتباری Financial and Credit History در کانادا ندارند، این امر یک واسطه معتبر (نظیر شرکت های بین المللی متخصص در دریافت وام برای افراد خارجی) می طلبد. همچنین آمادگی این را داشته باشید که مدارک مالی زیادی را ترجمه کنید. خلاصه اینکه گرچه جواب ساده “بلی” است، این کار کاغذبازی دارد و ممکن است به واسطه قوانین بین المللی نقل و انتقال پول در عمل به بن بست بخورد.

آیا به وسیله خرید مسکن می توان به کانادا مهاجرت کرد؟

پاسخ کوتاه به این سوال “نه” است. به طور کلی در کانادا برنامه ای برای اعطای اقامت دائم به واسطه خرید مسکن وجود ندارد (حداقل تا امروز). با این حال در بعضی روش های مهاجرت استانی، نظیر روش مهاجرت کارآفرینی به استان سسکچوان Saskatchewan اگر پیش از مهاجرت به استان اقدام به خرید مسکن نمایید امتیاز می آورید و دید افسر مهاجرت به پرونده شما بهتر خواهد شد.

نتیجه گیری

با توجه به توضیحات فوق، اگر بنا دارید در کانادا ملک مسکونی خریداری بفرمایید، در این باره تحقیق فراوان به عمل بیاورید تا مطمئن شوید که این کار به صلاح شماست. در ضمن آمادگی یک سری هزینه های اضافی و نیز بوروکراسی را داشته باشید. در ضمن به خاطر داشته باشید که در حال حاضر وضعیت مسکن در خیلی از شهرهای کانادا بحرانی است و قیمت ها تا حدود زیادی به اوج خود رسیده است. شاید در حال حاضر خرید مسکن در بسیاری از نقاط کانادا به نفع هیچ کس نباشد، چه افراد داخل کانادا و چه افراد خارج از کانادا.

در آینده مطالب بیشتری در بخش سرمایه گذاری و تجارت در کانادا منتشر خواهم کرد. اگر مایل بودید از آخرین نوشته های مهاجران کانادا مطلع شوید لطفاً عضو خبرنامه شوید [لینک].

اگر مایل به مهاجرت به کانادا از روش های تجاری/سرمایه گذاری/کارآفرینی هستید لطفاً فرم ارزیابی تجاری را پر کنید تا شرایط شما را بررسی کنم.

فرم ارزیابی مهاجرت تجاری/سرمایه گذاری به کانادا

علیرضا پارسای

نوشته های دیگر:

انجام کلیه خدمات مهاجرت

سلب مسؤولیت و کپی رایت

ثبت نام در خبرنامه وب سایت

نصب رایگان تولبار “مهاجران کانادا”

Share
یک حراج واقعی!!!

یک حراج واقعی!!!

گاراژ سیلحتماً در مورد حراج های خانگی در کانادا یا همان گاراژسیل های معروف زیاد شنیده اید. این حراج ها که بیشتر در فصل تابستان و به هدف سرگرمی و تا حدودی به منظور کسب درآمد برگزار می شود چه برای فروشنده و چه برای خریدار هم فالند و هم تماشا. از حق نباید گذشت که گاهی در این حراج ها اجناس به درد بخور و با قیمت مناسب هم یافت می شود البته به شرط این که early bird باشی و از خواب ناز آخر هفته بگذری و اول وقت جلوی در خانه فروشنده حضور به هم رسانی!!! حسن دیگر شرکت در چنین اماکنی کشف این نکته فرهنگی است که بر خلاف تصور ما، غربی ها نه تنها موقع نقل مکان کردن از خانه و کاشانه خود خیلی باکلاس با یک چمدان راه نمی افتند بلکه چندین برابر ما خنزر پنزر دارند و گاراژ و بیس منت خیلی از خانه ها چیزی شبیه انبار اجناس آنتیک جهیزیه مادربزرگ جان یا زمان نوجوانی پدربزرگ خان است!!!

مسأله ای که همیشه در بازدید از گاراژسیل ها برای من جای سوال داشته این است که فروشنده با چه رویی مثلاً فلان جنس را برای فروش گذاشته در حالی که بسیاری مواقع اجناس آبرومندتر و سالم تر جلوی در منازلشان یافت می شود! (بگذریم که بنده به دلیل داشتن سندرم خواب آلودگی صبحگاهی همیشه آخر وقت به این حراج ها رسیده ام و هرگز نتوانستم یک گاراژسیل و یک خرید خوب صید کنم). خلاصه ما که سر از کار این اجنبی ها در نیاوردیم!!!

همه این مقدمه چینی ها برای این بود که بگویم هر کاری راهی دارد و در این کشور حتی برای حراج لوازم منزل یا خرید از گاراژسیل ها هم باید هشیارانه عمل کرد و از راه و رسم خودش وارد شد تا به بهترین نتیجه رسید. بنده هم قرار است در این نوشته انتقال تکنولوژی و دانش پراکنی کرده و آخرین فن آوری آب کردن لوازم منزل یا انجام مقرون به صرفه ترین خرید را به عرض شما رسانده و شما را با استفاده از اعجوبه ای به نام اینترنت به یک حراج کانادایی دعوت کنم!

و اما اصل ماجرا

مدتی پیش که اجناس شیک و زیبایی را در خانه دوستی دیدم و فهمیدم از گاراژسیل با بهترین قیمت خریده، اندیشه و جهان بینی ام نسبت به پدیده گاراژسیل تغییر کرد.

موضوع از این قرار است که یک کمپانی (the next move)، برگزارکننده حراج هایی در منطقه تورنتوی بزرگ GTA است که در آن کل اسباب و لوازم یک خانه با قیمت مناسب برای فروش گذاشته می شود، معمولاً هم فروشندگان افرادی هستند که نه به جهت سرگرمی و وقت گذرانی و آب کردن اجناس بنجل و اضافه خود که به منظور نقل مکان کردن از خانه، شهر یا حتی کشور قصد فروش لوازم خانه را دارند که خوب طبیعتاً اجناس عرضه شده در این حراج ها از کیفیت بهتری برخوردارند و به شدت قابل استفاده هستند.

وب سایت شرکت مذکور به قرار زیر است:
http://www.thenextmove.ca

با واردکردن ایمیل خود در سمت راست صفحه می توانید از حراج های بعدی باخبر شوید البته جدای از آن تقویم موجود در سمت چپ صفحه نیز تاریخ حراج های آینده را مشخص می کند، البته این حراج ها همیشه روزهای شنبه برگزار می شوند.

یک نکته بسیار جالب و مفید این است که می توانید تصویر تمام اجناسی که در حراج آتی برای فروش عرضه خواهند شد را مشاهده کنید به این ترتیب یا وقتتان را برای رفتن به یک حراج بلااستفاده تلف نمی کنید و یا از قبل جنس مورد نظرتان را پسندیده، روز موعود صبح اول صبح یک راست به سراغش می روید.

با مشاهده این تصاویر شاید تاحدودی تصور قبلی ما در مورد اند مدرنیزه بودن منازل غربی و شباهت آن ها به خانه هایی که در تبلیغات بی وقفه تلویزیونی و فیلم های خارجی می بینیم تغییر کنه (حتی شاید وسوسه شوید برخی اجناس خودتان را فریت کنید). لااقل تا آن جا که من دیده ام در یک خانه کانادایی شبیه کمد آقای ووپی همه جور چیزی یافت می شود از چندین دست یا نیم دست مبلمان گل منگلی، یک سوفای خال خال پشمی تک یا چینی آلات و لوازم چوبی که از عهد عمه جان مرحوم صاحبخانه به او به ارث رسیده گرفته تا نوارهای صوتی و ویدئویی و البته صدها جلد کتاب. مانده ام در این کشور که این همه حراج های فصلی و غیرفصلی و اول و وسط و آخر فصلی هست و به حمدالله پر است از فروشگاه های همیشه حراج و مردم هم مشکل معیشتی ندارند و به لطف کردیت کارت ها گاهی ورای درآمدشان هم خرج می کنند نگه داشتن برخی اجناس جز زنده نگه داشتن یاد و خاطره عزیزان از دست رفته چه لطف یا دلیلی دارد!!! کمی به عکس های حراج 27 آگوست نگاه کنید، منظورمو خوب می فهمید!!!

خلاصه چه فروشنده هستید چه خریدار بسم الله! (به خصوص خانم های عزیز و عشق خرید!!)، محض کنجکاوی هم شده گه گاه سری به این وب سایت بزنید، همه ما (خانم ها) خوب می دانیم که دیدار از یک حراج حتی از نوع آنلاین هم مثل رفتن و خریدکردن از آن لذت داره، به قول معروف وصف العیش، نصف العیش!!!!

سلامت باشید و پر نشاط

نگار

نوشته های دیگر:

انجام کلیه امور مهاجرت

فرم ارزیابی مهاجرت به کانادا

سلب مسؤولیت و کپی رایت

ثبت نام در خبرنامه وب سایت

نصب رایگان تولبار “مهاجران کانادا”

 

Share
شماره تلفن در ونکوور

شماره تلفن در ونکوور

تلفن ونکوورشرکت مهاجرتی پارسای به منظور گسترش خدمات خود در سطح کشور وسیع کانادا اقدام به راه اندازی شماره تلفنی برای ساکنان شهر ونکوور نموده است. این شرکت در ونکوور شعبه ای ندارد ولی شماره تلفن زیر به ساکنان ونکوور کمک می کند بدون پرداخت هزینه تلفن راه دور با ما در تماس باشند. از این پس می توانید با شماره تلفن زیر با ما در تماس باشید.

6042291749

برای مشاهده آدرس دفاتر و شماره تلفن ها اینجا کلیک کنید.

علیرضا پارسای

نوشته های دیگر:

فرم ارزیابی مهاجرت به کانادا

سلب مسؤولیت و کپی رایت

ثبت نام در خبرنامه وب سایت

نصب رایگان تولبار “مهاجران کانادا”

Share
سفارش صبحانه با خودرو

سفارش صبحانه با خودرو

نان بیگلدر کانادا بسیار مرسوم است که مردم از طریق drive-thru (یا drive-through) – بخوانید درایو ترو – خرید می کنند. من نتوانستم معادل فارسی مناسبی برای این عبارت پیدا کنم (خودرو-گذر؟) ولی به طور کلی به این شکل است که خیلی از رستوران ها – بخصوص کافی شاپ ها و فست فود ها – یک مسیر ماشین رو دارند. با خودروی خود وارد این مسیر می شوید. ابتدا جلوی یک دستگاه گیرنده فرستنده قرار می گیرید که در کنار آن منوی بزرگی از غذاها هم به چشم می خورد. صدای فروشنده از آن سو به شما خوش آمد می گوید و غذایتان را سفارت می دهید. بعد فروشنده به شما اعلام می کند چقدر باید پول پرداخت کنید. در ادامه با همان خودرو و در همان مسیر به یک پنجره می رسید که از طریق آن پول غذا را پرداخت و غذای خود را دریافت می کنید ( بعضی رستوران ها نظیر مک دونالد معمولاً دو پنجره دارند یکی برای گرفتن پول و دیگری برای تحویل غذا). در زیر نمونه یک مکالمه فروشنده-خریدار در یکی از این “خودرو-گذرها” را می خوانید. این مکالمه هنگام صبح اتفاق افتاده است.

A: Welcome to Tim Hortons! My name is Stephanie. May I take your order?

فروشنده: به تیم هورتونز خوش آمدید! اسم من استفنیه. لطف می کنید سفارش بدین؟

B: Can I get a large double-double?

خریدار: لطف می کنید یک قهوه با دو تا خامه و دو تا شکر به من بدین؟

A: Sure! Would you like to try our new sausage breakfast sandwich?

فروشنده: البته! دوست دارین ساندویچ های سوسیس صبحانه ما رو که به تازگی عرضه می شن امتحان کنین؟

B: No, thanks but I’d like to get an everything bagel with light cream cheese and toasted.

خریدار: نه متشکرم، اما یک دونه  نان بیگل تست شده با پنیر خامه ای کم چرب می خرم.

A: Is this everything for today?

فروشنده: همه سفارشتون برای امروز همینه؟

B: Yeap!

خریدار: بله

A: Your total comes to three dollars and fifty four cents. Hanna will help you at the window.

فروشنده: مجموع خریدتون میشه سه دلار وپنجاه و چهار سنت. حنا در کنار پنجره در خدمتتون خواهد بود.

همان طور که ملاحظه می کنید ترجمه این عبارات به فارسی خیلی طبیعی از آب در نمی آید. برای همین کمی بیشتر توضیح می دهم.

اول از همه من فروشگاه تیم هورتونز را انتخاب کردم چون بزرگترین کافی شاپ کاناداست که بیش از 3000 شعبه دارد و بعید می دانم وارد هیچ منطقه ای از کانادا بشوید واین فروشگاه ها موجود نباشد. درباره قهوه باید عرض کنم که در کانادا قهوه به روش “قهوه ترک” که می شود با آن فال قهوه گرفت عرضه نمی شود. قهوه های اینجا خیلی رقیق هستند و ته نمی گیرند. معمولا با قهوه – در صورت تمایل – یک شیرین کننده و یک سفید کننده هم می خرید. دو نوع شیرین کننده اصلی وجود دارد یکی شکر Sugar است و دیگری شیرین کننده مصنوعی Sweetener. سفید کننده های اصلی هم خامه Cream، خامه کم چرب Half and Half و شیر Milk یا سفید کننده های مصنوعی Whitener نظیر Coffee Mateهستند.

اگر در قهوه هیچ نوع سفید کننده یا شیرین کننده ای نریزید در آن صورت می گویند Black. اگر دو واحد خامه و دو واحد شکر در آن بریزید می گویند double-double (دابل دابل). در سایر موارد باید به زبان بیایید و توضیح بدهید. مثلا می گویید One milk and one sweetener (یعنی یک واحد شیر و یک واحد شیرین کننده) یا Double cream and one sugar (یعنی دو واحد خامه و یک واحد شکر) و امثال آن.

در ضمن به جای قهوه می توانید چای سفارش بدهید. این روزها می توانید از تیم هورتونز چای کیسه ای Black Tea یا چای دم شده Steeped Tea بخرید.

یکی از نان های بسیار خوشمزه ای که بیشتر برای صبحانه استفاده می شود “بیگل” Bagel است. این نان به شکل دونات است ولی شیرین نیست و سفت است. معمولا آن را از مقطع دایره شکلش به دو نصف می کنند و بررویش کره یا پنیر می مالند و می خورند. اگر بخواهید که تست شود بعد از بریدن، آن را تست می کنند و بعد خامه یا پنیر می مالند. “بیگل” ها انواع و اقسام دارند. دو تا از خوشمزه ترین بیگل ها Multi-grain (یا Twelve Grain) و Everything است. اولی ترکیبی از چندین دانه غلات و دومی کمی طعم پیاز دارد و کنجدی است. در کنار این بیگل ها می توان به بیگل ساده Plain و بیگل کنجدی Sesame هم اشاره کرد. قسمتتان شد، همه را امتحان کنید. بعید می دانم بشود از یک نانوایی درست و حسابی بیگلی خرید که بدمزه باشد.

ساندویچ سوسیسی که در اینجا از آن یاد شد بیشتر شبیه همبرگر است تا سوسیس. یعنی سوسیس را به صورت گرد تهیه می کنند و در داخل نان بیگل یا نان های دیگر مثل انگلیش مافن English Muffin یا بیسکوئیت خانگی (که اصلا شبیه بیسکوئیت نیست) Home Style Biscuit  سرو می کنند [لینک].

دست آخر باید اضافه کنم که زبان انگلیسی موجود متغیری است و بدیهی است این مکالمه می توانست به شکل های دیگری نیز هدایت شود. قیمتی هم که در این نوشته آمده تقریبی است.

علیرضا پارسای

نوشته های دیگر:

دنباله

انجام کلیه خدمات مهاجرت

سلب مسؤولیت و کپی رایت

ثبت نام در خبرنامه وب سایت

نصب رایگان تولبار “مهاجران کانادا”

Share