Browsed by
Author: داریوش شامبیاتی

آقای داریوش شامبیاتی نویسنده فرهنگ لغات و ترکیبات شاهنامه هستند و سال ها در مقام ویراستار و نویسنده فعال بوده اند. برای آشنایی بیشتر با ایشان اینجا کلیک کنید.
دانستنی هایی در باره ی کانادا – قسمت سوم : کمتر شنیده ها

دانستنی هایی در باره ی کانادا – قسمت سوم : کمتر شنیده ها

این نوشته توسط آقای داریوش شامبیاتی به رشته تحریر درآمده و تاریخ 6 ژانویه 2014 برابر 16 دی 1392 منتشر شده است.


تحصیل در کانادابا سلام،

بخش سوم این مجوعه را ادامه می دهم.

  • کانادا بزرگترین تولید کننده ی اورانیوم در دنیاست.
  • کانادا برنامه ریزی کرده که طی 10 سال آینده تمام نیروی برق مورد نیاز خود را از انرژی خورشیدی و باد تامین کند.
  • در هفتم سپتامبر سال 1991 در شهر کلگری Calgary  در استان آلبرتا تگرگ سنگینی بارید که خسارت های فراونی ببار آورد. شرکت های بیمه برای جبران زیان های وارده به  مشتریانشان 400 میلیون دلار پرداخت  کردند. در ابن بارش تگرگ 65000 اتومبیل، 60000 محل مسکونی و تجاری و چند فروند هواپیما خسارت دید.
  • پر قدرت ترین گردباد و طوفانی که در کانادا رخ داده در 30 ماه June سال 1912 در شهر ریجایناRegina در استان سسکچوان Saskatchewan  بوده  که 28 نفر کشته و یکصد نفر زخمی داشت و خرابی بسیاری ببار آورد. سرعت باد ذر این حادثه بین 330 تا 416 کیلومتر در ساعت بود.
  • رکورد شدیدتربن بارش باران در 30 ماه می سال 1961 در شهر Buffalo Gap استان سسکچوان ثبت شده است. در کمتر از یک ساعت بیشتر از 25 سانتیمتر (10 اینچ) باران آمد.
  • پلاک نمره ی موتورسیکلت و Snowmobile  وماشین ها در خطه ی Nunavut  به شکل خرس قطبی است.
  • کوچک ترین استان کانادا Prince Edward Island  است که فقط 225 کیلومتر طول و 56 کیلومتر عرض دار.
  • دو تا از بزرگ ترین دریاچه های دنیا به نام های Great Stave Lake و Great Bear Lake  در خطه ی Northwest Territories قرار دارند.
  • به استان  Newfoundland لقب The Rock داده اند.
  • خطه Northwest Territories به سرزمین آفتاب نیمه شب  The Land of the Midnight Sun معروف است.
  • بسیاری از بزرگترین مزارع گندم دنیا در استان سسکچوان قرار دارد.
  • بیش از پانزده میلیون دام در کانادا پرورش داده می شود.
  • امریکا بزرگ ترین مشتری نفت کاناتاست.
  • بیشترین گردشگرانی که به کانادا می آیند امریکایی، مکزیکی و انگلیسی هستند.
  • آمار نشان می دهد از هر هزار نفر کانادایی 459 نفرشان اتومبیل دارند.
  • در کانادا جمعاً 198 زندان وجود دارد.
  • کانادا کوچک ترن زندان دنیا را دار . این زندان در شهر Rodney در استان اونتاریو قرار دارد و فقط 24.3 متر مربع (270 فوت مربع) می باشد.
  • Northwest Territories دارای معادن سرشار الماس می باشد.
  • گفته می شود خیابان ها شهر  وینیپگWinnipeg در استان مانیتوبا Manitoba  پر باد ترین خیابان های کاناداست. ضمنا” به خاطر هوای سردش کانادایی ها به شوخی به آن Winterpeg می گویند .
  • باند های بیش از522 فرودگاه کانادا سنگفرش است و 931 فرودگاه دیگر مثل سایر جاهای دیگر.
  • 32% کانادایی ها خیلی شاد هستند و 55% کمی شاد هستند. آمار در مورد بقیه چیزی نمی گوید شاید آنها هم الکی خوش می باشند.

سایر نوشته های این سری…

تا مطلب بعدی بدرود

داریوش شامبیاتی

فرم ارزیابی مهاجرت کانادا

تماس برای دریافت وقت مشاوره

ثبت نام در خبرنامه مهاجران کانادا

نوشته های دیگر:

سلب مسؤولیت و کپی رایت

ثبت نام در خبرنامه وب سایت

نصب رایگان تولبار “مهاجران کانادا”

تذکر: این نوشته و کلیه نوشته ها و نظرات وب سایت مهاجران کانادا جنبه قانونی، حقوقی یا رسمی ندارد. این نوشته ممکن است مشمول مرور زمان شود. همواره برای مشاوره حقوقی با یک وکیل رسمی مشورت کنید. ما مسؤولیتی در خصوص صحت مطالب یا نظرات موجود در این وب سایت نمی پذیریم.

 

Share
دانستنی هایی در باره ی کانادا قسمت دوم : کانادایی ها

دانستنی هایی در باره ی کانادا قسمت دوم : کانادایی ها

این نوشته توسط آقای داریوش شامبیاتی به رشته تحریر درآمده و در تاریخ 8 اوت 2013 برابر 12 مرداد 1392 منتشر شده است.


کانادایی هادر ادامه ی مطلب قبلی این بار به خود کانادایی ها می پردازم

** کانادایی ها حدود 35.000.000 نفر هستند .

** 81% کانادایی ها در شهرها زندگی می کنند .

** 90% کانادایی ها در طول 160 کیلومتر از مرز مشترک این کشور با امریکا ساکن هستند.

** متوسط سن کانادایی ها 41 سال می باشد .

** متوسط طول عمر کانادایی ها 81/6 سال است که این طول عمر در رده بندی جهانی در ردیف ششم قرار دارد .

**  کانادایی ها ( البته مسن تر ها) جملاتشان را با  یک eh اضافی در آخرش تمام می کنند. این عادت سبب شده که اهالی کشور امریکا سربه سر کانادایی ها بگذارند و به آنها بگویند کانادااه  Canada Eh. خودشان هم ازین موضوع ناراحت نیستند و روی بسیاری از تی شرت Tshirt هایشان می نویسند Canada eh.

** نمی دانم کانادایی ها کلماتی را که ou دارند مثل out و about چطور تلفظ می کنند که لبخند به لب امریکایی ها می آورد.

** کانادایی ها به سکه ی یک دلاری می گویند loonie چون تصویر پرنده ای به این نام روی آن نقش بسته. و سکه ی دو دلاری هم می گویند toonie.

**17% کانادایی ها سیگاری هستند .

** کانادایی ها به طور متوسط در هفته 21 ساعت تلویزیون نگاه می کنند.

** بیش از 128.000 کانادایی در توالت  منزلشان تلویزیون دارند.

** متوسط سن اولین ازدواج در مردان 29 سال و در زنان 27 سال است.

** از هر 1000 ازدواج کانادایی ها 50 درصد مورد به طلاق می انجامد .

** تا حالا 10 کاناذایی برنده ی جایزه نوبل شده اند.

**  هر کانادایی در سال بیش ار 640 کیلو گرم آشغال و ضایعات تولید می کن.

** با وجود آنکه بیشتر کانادایی ها از هر طریق ممکن ( البته قانونی ) سعی میکنند مالیات کمتری بپردازند نمی دانند که خرید غذا برای سگ هایشان از مالیات معاف است.

 تا مطلبی دیگر بدرود.

 داریوش شامبیاتی

فرم ارزیابی مهاجرت کانادا

تماس برای دریافت وقت مشاوره

ثبت نام در خبرنامه مهاجران کانادا

نوشته های دیگر:

سلب مسؤولیت و کپی رایت

ثبت نام در خبرنامه وب سایت

نصب رایگان تولبار “مهاجران کانادا”

تذکر: این نوشته و کلیه نوشته ها و نظرات وب سایت مهاجران کانادا جنبه قانونی، حقوقی یا رسمی ندارد. این نوشته ممکن است مشمول مرور زمان شود. همواره برای مشاوره حقوقی با یک وکیل رسمی مشورت کنید. ما مسؤولیتی در خصوص صحت مطالب یا نظرات موجود در این وب سایت نمی پذیریم.

 

Share
دانستنی هایی در باره ی کانادا – قسمت اول جغرافیا

دانستنی هایی در باره ی کانادا – قسمت اول جغرافیا

این نوشته توسط آقای داریوش شامبیاتی نوشته شده و در تاریخ 27 ژوئن 2013 برابر 6 تیرماه 1392 منتشر شده است.


کانادا در سیاره ای دیگرروز اول ژوییه یا به قول انگلیسی زبان ها جولای  سالروز استقلال کاناداست و این کشور 146 ساله می شود . من بر آن شدم با توجه به مدارکی که به مرور جمع آوری کرده ام اطلاعاتی را هر چند نه خیلی تازه در چند مطلب پشت سر هم بنویسم . خواندنشان بد نیست .

** کانادا دومین کشور پهناور دنیاست .

** پایتخت کانادا شهرOttawa می باشد که دومین پایتخت سرد دنیاست. با رکورد شب های زمستانی25 درجه ی سانتیگراد زیر صفر .

** کانادا دارای 10 استان province و سه خطه یا قلمرو territoryمی باشد .

** کانادا طولانی ترین سواحل دنیا به طول 243977 کیلومتربرابر با 151600 مایل را دارد.

** مونترآل دومین شهر بزرگ فرانسوی زبان دنیاست.

** شش شهر کانادا که جمعیتی بیش از یک میلیون نفر دارند عبارتند از : تورنتو، مونترآل، ونکوور، کلگری، ادمونتون و اتاوا.

** کانادا 9% آب های تجدیدشدنی دنیا را در خود ذخیره دارد.

** بلند ترین مد های دریا در خلیج Fundy واقع در استان New Brunswick تا ارتفاع 15 متر رخ می دهد.

** پهناورترین منطقه ی پوشیده از یخ دنیا (بجز قطب ها) در کوه های St Elies در خطه ی Yukon وجود دارد. یخ منطقه ای به وسعت  40570کیلومتر مربع را پوشانده است.

** اختلاف ساعت بین شرق تا غرب کانادا 5 ساعت و نیم است.

** طولانی ترین بزرگراه دنیا به نام Trans – Canada به طول 7604 کیلومتر در کانادا ساخته شده.

** نیمی از کانادا پوشش گیاهی دارد.

** %10  درختان جنگلی دنیا در کانادا روییده است.

**بلند ترین کوه کانادا به ارتفاع 5959 متر به نام Mount Logan در خطه ی Yukon قرار دارد.

** با وجود وسعت بسیار زیاد این کشور، کانادا از نظر پراکندگی جمعیت چهارمین کشور دنیاست. در هر کیلومتر مربع فقط 3 نفر زندگی می کنند.

** نیمی از جمعیت تورنتو بزرگترین شهر کانادا خارج از آن به دنیا آمده اند.

** Wasaga beach طولانی ترین ساحل آب شیرین دنیاست.

** سردترین برودت هوا در کانادا که تا کنون گزارش شده 63 درجه سانتیگراد زیر صفر می باشد که در سوم فوریه ی سال 1957 در Sang واقع در خطه ی Yukonرسماً ثبت شده است.

** Della Falls بلند ترین آبشار کانادا با ارتفاع 440 متر در استان British Columbia قرار دارد.

** آبشار نیاگارا Niagara Falls پر آب ترین آبشار دنیا در استان Ontrio و در مرز مشترک با آمریکا قرار دارد. قسمت کوچکی از این آبشار در خاک آمریکاست.

** کانادا و آمریکا دارای 5252 مایل مرز مشترک هستند که 1538 مایل آن بین کانادا و آلاسکا می باشد و طولانی ترین مرزی است در دنیا که حفاظت نمی شود.

** در استان British Columbia  تقریباً 330 روز سال هوا ابری یا بارانی است.

** بنا بر گزارشها شهر Estevan در استان Saskatchewan  پر آفتاب ترین شهر کاناداست. این گزارش می گوید زمانی حدود 2537 ساعت در سال خورشید بر این شهر می تابد.

**سه جزیزه ی Baffin ،Ellesmere و Victoria در کانادا جزو  ده جزیزه ی بزرگ دنیا هستند.

** Manitoulin Island  بزرگترین جزیره ی آب شیرین دنیاست.

** دو تا از بزرگترین خلیج های دنیا Great Bear Lake وGreat Slave Lake در خطه ی Northwest Territories قرار دارند.

** وسعت خطه ی Nunavut یک پنجم وسعت کل کانادا می باشد.

** و بالاخره Calgary معروف ترین Chinookها را دارد ( لغت سرخ پوستی به معنی باد) این پدیده ی جوی به هنگام وزش دمای هوا را در عرض یک دقیقه تا 10 درجه ی سانتیگراد تغییر می دهد.

++ تا مطلب بعدی بدرود .

داریوش شامبیاتی

نوشته های دیگر:

انجام کلیه امور مهاجرت

سلب مسؤولیت و کپی رایت

ثبت نام در خبرنامه وب سایت

نصب رایگان تولبار “مهاجران کانادا”

Share
روش های نوین آموزش

روش های نوین آموزش

این نوشته توسط آقای داریوش شامبیاتی به رشته تحریر درآمده و در تاریخ 8 فوریه 2013 میلادی برابر 20 بهمن ماه 1391 منتشر شده است.


کریس هدفیلد فضانورد کاناداییبا درود. پنج شنبه صبح منزل بودم و کنترل تلویزیون در دست از این کانال به آن کانال می رفتم دیدم مصاحبه ای با یک فضانورد ساکن در ایستگاه فضایی در حال انجام است. این مصاحبه که به طور زنده و مستقیم پخش می شد برایم جالب بود و این بار روی کانال خبری توقف کردم و مشغول تماشا شدم. آنچه که برایم جالب بود مصاحبه گران کم سن و سال بودند که چون برنامه را از نیمه دیدم نمی دانم به چه مناسبتی انجام می شد. دانش آموزان دبستانی یکی یکی می آمدند و بعد از معرفی خودشان و اینکه در کلاس چندم هستند پرسش های خودشان  را با Chris Hadfield فضا نورد کانادایی در میان می گذاشتند. پرسش ها شاید به نظر بچگانه و ساده بود ولی دانستنش خوب بود و آموزنده. یکی از بچه ها پرسید در حالت بی وزنی سر و صورت خودتان را چطوری می شویید؟ فضا نورد از ظرف مخصوصی مقداری آب خالی کرد که به صورت یک قطره ی بسیار بزرگ که به اندازه یک مشت بود و در هوا معلق ماند بعد آنرا با دست گرفت و به صورتش مالید و در آخر ذرات آنرا جمع کرد و البته مقدار باقیمانده هم به صورت خودکار جمع آوری شدند. دیگری پرسید چطوری می خوابید؟ کریس جواب داد داخل کیسه خواب می شویم و چون در حالت بی وزنی هستیم فرقی نمی کند که در چه جهتی باشیم اما چون کیسه خواب به بدنه ی ایستگاه متصل است اگر دوربین ما را به شما نشان دهد به نظر می رسد که ایستاده خوابیده ایم. یکی دیگر پرسید چه غذایی می خورید؟ که او هم نمونه از غذایش را نشان داد و لقمه ای هم خورد ظاهر غذا مثل لواشک های خودمان بود؛ حالا از گوشت قورمه درست شده بود یا چیز دیگری نمی دانم. یک قوطی کنسرو نوعی ماهی قزل آلا را هم نشان داد و گفت این را هم همسفران روسی آورده اند که من خیلی دوست ندارم ولی به هر حال می خورم و این پرسش و پاسخ ها به انگلیسی و فرانسه ادامه داشت.

من نمی دانم هزینه ی یک چنین مصاحبه ای چقدر شده بود ولی آنچه که برایم جالب بود احترام و اعتباری ست که برای بچه ها قایل هستند و امکان برقراری این ارتباط را برای آنها فراهم آورده بودند.  اصولاٌ در روش آموزش و پرورش اینجا به چیزهایی توجه می کنند که برای افرادی مثل من جالب و بعضی وقت ها شاید عجیب باشد ووقتی فکرش را می کنم کله ام سوت می کشد. مثلاٌ گاهی آدم های کوتوله را به دبستان ها می برند و با بچه ها آشنا می کنند که متوجه شوند این ها هیچ فرقی با دیگران ندارند فقط قدشان کوتاه تر است یا حتی افرادی را می برند که عضوی از بدنشان ناقص است، دست یا پا ندارند و آن ها در کلاس برای بچه ها توضیح می دهند که نقص عضوشان مشکلی بوجود نیاورده و چگونه کارهای خود را انجام می دهند و از موفقیت هایشان صحبت می کنند. در همین زمینه برای کلاس های آخر دبستان (اینجا دوره ی دبستان هشت سال است) مادران بسیار جوانی را می آورند که در سنین نو جوانی خواسته یا نا خواسته بر اثر اشتباه یا ندانم کاری بچه دار شده اند ویا در همان سن کم ازدواج کرده اند. می آیند و مشکلاتی را که بخاطر سن کم با آن ها دست به گریبان هستند برای بچه ها حرف می زنند که دیگران از اشتباه آنها پند بگیرند.

مثل این که روش های آموزش و پرورشی جالبی دارند. نتیجه گیری را به عهده ی خود شما می گذارم .

پیروز و شادمان باشید

داریوش شامبیاتی

نوشته های دیگر:

انجام کلیه امور مهاجرت

سلب مسؤولیت و کپی رایت

ثبت نام در خبرنامه وب سایت

نصب رایگان تولبار “مهاجران کانادا”

Share
نکاتی درباره حفظ ایمنی منازل ویلایی کانادا

نکاتی درباره حفظ ایمنی منازل ویلایی کانادا

این نوشته که توسط آقای داریوش شامبیاتی به رشته تحریر در آمده  در تاریخ 6 نوامبر 2012 برابر 16 آبان ماه 1391 منتشر شد.


حفظ امنیت خانهبا عرض سلام .  بیشتر یادداشت های من بر گرفته از تجربیات شخصی است که در این سه سال  و چند ماه زندگی در کانادا پیدا کرده ام و می نویسم با این امید که برای تازه واردین مفید باشد اگر چه ممکنست بعضی از نکات قدیمی ها را هم خوش آید اما بیشتر روی سخنم با تازه مهاجران است.

معمولاً بعد از چند ماهی که از آمدنمان گذشت و به اصطلاح جا افتادیم به فکر محل زندگی دایمی یعنی خرید یا اجاره مسکن نزدیک محل کار میفتیم. در مورد خرید و اجاره قبلاً شرح مفصلی داده ام و راهنمایی کرده ام اما این بار می خواهم به بعد از خرید یا اجاره ی منزل بنویسم. منظورم از منزل آن چیزی ست که اصطلاحاً در ایران می گوییم “ویلایی” ومحل سکونتی است که آپارتمان نبوده و در مجتمع مسکونی نباشد؛ چون آپارتمان نشینی یا به قول اینجایی ها زندگی در “کاندو” Condominium شرایط خاص خودش را دارد. اما در مورد سکونت در منزل مستقل باید نکاتی غیر از آنچه که قبلاً گفته ام یاد آوری کنم که فکر می کنم دانستن و بکار بستنش مفید باشد.

بارها از وجود امنیت نسبی در اینجا نوشته ام به خصوص در شهر های کوچک؛ اما واقعیت این است که اتفاق یک بار میفتد و ممکن است سرقتی روی دهد . به هر حال در همه جا خلافکار و بیکار و معتاد و دزد پیدا می شود و وجودشان را نمی شود انکار کرد. لذا در تعطیلات آخر هفته یا هر موقع دیگر که برای چند روز به مسافرت می روید به این نکات توجه کنید:

شما نباید کاری کنید که آقا دزده بفهمد منزل نیستید لذا به دوست و آشنا یا همسایه بسپارید که هر روز به جعبه ی نامه های پستی Mailbox شما سر بزند و نامه ها را بر دارد به خصوص “فلایر” ها  Flyers و بر گه های تبلیغاتی که جلوی منزلتان می گذارند و باقی ماندنشان نشان از نبودن شما در منزل دارد. یکی دیگر از کارها این است در مواقعی که نیستید و روز جمع آوری آشغال یا کاغذ و شیشه و فلز است یکی از آشناها  سطل ها را از عصر بیرون منزلتان بگذارد که فردا صبح  ببرند. سارقین برای شناسایی چند روزی  خانه ها را تحت نظر دارند.

وقتی منزل نیستید پرده ها را بکشید که داخل خانه پیدا نباشد. پیشنهاد می کنم که حتماً یکی دو عدد تایمر برق بخرید و به چراغ ها وصل کنید  که اول غروب یکی روشن شود و بعد از ساعتی خاموش و چراغ اتاق دیگری  روشن  گردد.  حتی می توانید طوری تنظیم کنید که یک اتاق چند بار روشن  و خاموش شود.  پیشنهاد می کنم چراغ  یا آباژور را در محلی قرار  دهید که منبع نور معلوم نباشد؛ اما روشنایی آن مشاهده شود. همسایه ها این پیشنهاد را به من کردند و آنرا بسیار مفید تشخیص دادم. حتی در اوقاتی که در منزل هستیم با توجه به زمان تاریک شدن هوا چراغ ها ی منزلمان به وسیله ی تایمر روشن و خاموش  می شود. این تایمر ها انواع مختلفی دارند که حدود 7 یا 8 دلاری آن هم بسیار کار ساز است. استفاده از چراغ های حساس به حرکت را هم برای حیاط عقبی و پشت منزلتان  توصیه می کنم. موضوع دیگر این که در مسافرت های چند روزه حتماً به کسی بسپارید که چمن های جلوی منزلتان را بزند یا برف ها را پارو کند.  بلند شدن چمن ها یا پارو نشدن برف نشانه ی  نبودن شما در منزل است.  از دوست و آشنا یا همسایه بخواهید که اگر دو اتومبیل دارند وقتی نیستید  شب ها یکی را جلوی گاراژ شما پا رک کند.

این  ها مواردی بود که فکر کردم در میان گذاشتنش با شما مفید باشد. دلتان شاد قلبتان گرم و خانه تان امن باشد.

داریوش شامبیاتی

نوشته های دیگر:

انجام کلیه امور مهاجرت

سلب مسؤولیت و کپی رایت

ثبت نام در خبرنامه وب سایت

نصب رایگان تولبار “مهاجران کانادا”

Share
یاد آوریشان خوب است!

یاد آوریشان خوب است!

این نوشته که توسط آقای داریوش شامبیاتی به رشته تحریر در آمده در تاریخ اول اکتبر 2012 برابر 10 مهر 1391 منتشر شده است.


با عرض سلام!

خرید کردن در کانادادسترسی من  در اینجا به اینترنت سریع و ارزان راحت است و تقریباً بیشتر ساعت هایی که منزل هستم با لپ تاپ ور می روم (البته هنوز خیلی سرم نمی شود) و این طرف و آن طرف سرک می کشم. در این میان گاهی به مطالبی بر می خورم که دانستنش را برای خود مفید تشخیص می دهم و از میان آن ها هم بعضی وقت ها ایده می گیرم و مطالبی را با مخلوط کردن تجربیاتم برای شما می نویسم. چند وقت پیش توصیه هایی را خواندم که جالب بود و الان چند تا از آنها را با اضافاتی از خودم که رنگ و بوی خودمانی بگیرد تقدیم می کنم. ممکنست بعضی از مطالب را  که فهرست وار می نویسم به نظر تکراری بیاید و یا باید پشت سر هم باشند  که قبلاً بابت آن عذر خواهی می کنم.

باز هم تکرار می کنم که روی سخنم با دوستان تازه وارد است  که به سلامتی بعد از گذشتن از هفت خوان بالاخره به این طرف آب آمدند  و تا مدتها برای خرج کردن باید دلار را روزانه در ریال های مختلف ضرب کنند. پس باید چشم و گوش ها باز باشد و حساب دودوتا را داشته باشیم.

از اولین روز صرفه جویی را در برنامه های خود قرار دهید. گول زرق و برق اجناس را نخورید. شما تا سال های آینده اینجا خواهید بود پس هول نزنید و دست پاچه نشوید. وقتی برای خرید می روید حواستان باشید خرید هایی را که می توانید در دو بار انجام دهید در یکبار نخرید این باعث اضافه مصرف می شود. هر بار به اندازه ی احتیاج بخرید. نه چیزی تمام می شود و نه جنسی  ناگهانی گران  مخصوصاً با مواد غذایی،  بی خود یخچال و فریزرتان را انباشته نکنید. همه چیز در هر زمانی در دسترس هست. 

در بعضی استان های کانادا (نظیر انتاریو) شب ها و روز های تعطیل برق ارزان تر است. ماشین لباسشویی را آخر هفته راه بیندازید. یکی از معلمهای کلاس ما می گفت برای صرفه جویی در مصرف برق لباسشویی از پودرهای شستشویی مخصوص آب سرد استفاده می کند.  خانم من هم انجام داد نتیجه اش رضایتبخش بود. پودر را هم به اندازه ای که روی جعبه اش نوشته استفاده کنید.

خرید با کارت اعتباری خیلی راحت تر از چک و پول نقد است اما اگر حواستان نباشد اضافه خرج خواهید کرد. لطفاً خودتان را کنترل کنید و اجازه ندهید جعبه ی پست شما پر از صورتحساب های ارسالی شود. در پرداخت قسط ها و سر رسید بدهی ها دقت کنید. تاخیر در پرداخت آنها غیر از جریمه شما را بد حساب میکند. در موقع خرید به ضمانت نامه و تعهدات فروشنده توجه داشته باشید و به مدت اعتبار این ضمانت ها دقت کنید. از خرید وسایل غیر ضروری مخصوصا آنها یی که دایماً مدلشان عوض می شود و نوع جدید تری به بازار می آید دقت کنید. دایماً میزان درآمد و مخارجتان را کنترل کنید و اقلاً هفته ای دو مرتبه  به حساب بانکی تان سر بزنید. خیلی از خرید های اعتباری بعد از چندین روز به حساب شما می آید. حواستان باشد! مثلاً خود من دو هفته پیش   بلیت قطار خریدم. هنوز پول آن وارد حساب بدهی من نشده است. در همین مورد قطار یا نظایر مشابه باید عرض کنم که پیش خرید، برای شما ارزانتر تمام می شود و حتی بسیاری از قیمت ها در روزها و ساعت ها مختلف تفاوت دارد. پی گیری کنید که ارزانتر را خریداری نمایید و در مورد تاریخ رفت و بر گشت هم دقت کافی نمایید که مثل همین بلیط قطار بنده ضرر نکنید. داستان از این قرار بود که رفت و برگشت را اینترنتی خریدم اما تاریخ برگشت را اشتباهاً یک هفته دیر تر اعلام کرده بودم. موقع بر گشتن  مجدداً در قطار بدون تخفیف پیش خرید و تخفیف مخصوص  افراد مسن دو مرتبه از من پول گرفتند. بلیت خریداری شده قبلی را هم که پولش را پس نمی دهند و کلی ضرر کردم. این را نوشتم که حواستان باشد.

در اینجا بانک ها و شرکت ها مرتب تبلیغات در خصوص تخصیص امتیازات مالی ارسال می کنند. صمیمانه می گویم تا چند سال که خوب حساب و کتاب خرج کردن در اینجا به دستتان نیامده دنبال آنها نروید و فقط سرو کارتان با یک بانک باشد  که راحت تر حساب کتاب کنید. گرفتن هر کارت اعتباری جدید حتی اگر از آن استفاده نکنید به اندازه اعتبارتان در نظر بانکها و فروشگاه ها بالقوه بدهکار هستید و در انجام معاملات قسطی تاثیر گذار؛ پس مواظب باشید. چند سال قبل در کتابفروشی یک از دوستان عزیزم بودم. یکی آمد و در مورد آشنای مشترکی سوال کرد. دوستم گفت تا آخرین باری که حدود دو ماه پیش بود او را تایید می کنم  وقتی طرف  رفت پرسیدم منظورت چه بود گفت زمانه آدمها را عوض می کند من در این چند ماه نمی دانم که او چه تغییراتی کرده پس نمی توانم اورا تایید کنم این خاطره را برای این گفتم که شما ممکنست در اینجا با دوستان قدیمی برخورد نمایید فورا”  سفره ی دلتان را باز نکنید. نمی دانیدآنها چه تغییراتی کرده اند. چه بسا بعضی از آنها به قصد سوء استفاده بخواهند با شما شریک شوند و یا از شما پول قرض کنند. مواظب دغل دوستان باشید. در اینجا اضافه کنم که من بدبین نیستم و جامعه ی ایرانی مقیم کانادا  را بسیار خوب و همبسته و پاک دیده ام که هوای هم را دارند؛ ولی خوب باید حواسها هم جمع باشد.

اگر تصمیم به خرید اتومبیل گرفتید خوب بررسی کنید. هزینه ی بیمه و بنزین و سایر مخارج را حساب کنید. اتومبیل را سر موقع سرویس کنید و لاستیک ها را عوض نمایید. خدای نکرده در صورت تصادف حتی اگر مقصر هم نباشید اینها در هزینه ی بعدی بیمه شما موثر است. چون راننده ای هستید که به ماشین نمی رسید. افت قیمت ماشین را هم در موقع فروش حساب کنید.  برای بیمه کردن ماشین و خانه  و یا هر چیز دیگر با شرکت های مختلف تماس بگیرید. اختلاف قیمت بسیار زیاد است؛ حتی اگر در دو روز مختلف به یک شرکت زنگ بزنید و سوال کنید ممکنست قیمت بیمه  ی مختلفی به شما بگویند. هرگز نگویید دیروز فلانی در شرکت شما ارزانتر یا گرانتر گفت. همین موضوع در مورد خط تلفن و تلویزیون و اینترنت هم صادق است. شرکت های اصلی گرانتر می گیرند و کارگزارانشان از محل کار مزد و سود خودشان به شما بیشتر تخفیف می دهند.

همیشه مقداری پول به عنوان پس اندازذخیره داشته باشید و هر ماه مقداری از در آمدتان را به حساب های بازنشستگی یا تحصیل فرزندانتان واریز نمایید. در این مورد بانک ها شما را راهنمایی خواهند کرد. هر قراردادی که می بندید قبل از امضا خوب آنرا بخوانید. اگر زبانتان خوب نیست از دیگران کمک بگیرید. حتی اظهارنامه های مالیاتی را هم هر چند توسط افراد خبره نوشته شده باشد قبل از امضا بخوانید. . در موقع استخدام و شروع کار حقوق حقه خود را بخواهید و به تعارف نگذرانید. اضافه حقوق و ترفیعات بعدی شما با توجه به میزان  حقوق اولیه شماست. برای یک عمر سر خودتان کلاه نگذارید …

خود و خانواده تان را بیمه نمایید حتی به مبلغ کم. این بیمه ها انواع مختلف دارند. بعداً با توجه به مدت اقامت تان و کسب تجربه نوع آنها را انتخاب خواهید کرد. در مورد خرید منزل حواستان باشد.  ممکنست در شرایط مناسبی منزل خیلی خوب و بزرگی گیرتان بیاید و با قیمتی مناسب و ارزانتر از نرخ روز. عجله نکنید! خانه ی بزرگتر مخارج بیشتر دارد. آژانس معاملاتی بیشتر فکر درصد خودش است و برای خانه ی بزرگتر و سقف بلند تر تبلیغ می کند. سقف بلند شیک است  اما  گرم کردن و سرد کردن و انواع مالیات ها و بیمه ها را هم دارد که بعداً مخارجش گریبانگیرتان خواهد شد.

در کانادا انواع و اقسام کوپن های تبلیغاتی برای شما ارسال می شود که مثلاً این مقدار خرید کنید و در عوض تخفیف بگیرید. اگر سه عدد همبرگر بخرید نوشابه مجانی می دهیم. دو تا بخرید سه تا ببرید. این تخفیف ها بسیار خوب است. اگر شما به آن مقدار نیاز داشته باشید وگرنه شما را تشویق به خریدی کرده اند که گوشه اتاق خواهد افتاد یا کمد لباس را پر می کند و بدتراز همه خوراکی های چربی که سلامتی شما را به خطر میندازند و بالاخره این که تجربه ی دیگران را با درایت چراغ راه آینده ی خود قرار دهید.

بقیه باشد برای بعد! به امید این که تازه واردان وقت بگذارند و نوشته های قبلی نگار و بنده را از دو سه سال قبل بخوانند. حتماً مطالب سود مندی پیدا خواهند کرد.

موفق باشید.

داریوش شامبیاتی

نوشته های دیگر:

انجام کلیه امور مهاجرت

سلب مسؤولیت و کپی رایت

ثبت نام در خبرنامه وب سایت

نصب رایگان تولبار “مهاجران کانادا”

 

Share
خرافه و خرافه پرستی در کانادا

خرافه و خرافه پرستی در کانادا

با عرض سلام.

گربه سیاه نحس؟تا حالا خیلی در مورد کلاس زبانی که می روم یا بهتر است بگویم می رفتم برایتان گفته ام  و مثل این که تمامی هم ندارد. راستی راستی درست گفته اند که وقتی پشت میز مدرسه و درس می نشینی وارد دنیای دیگری می شوی و الان که تعطیلات تابستانی است دایم خاطراتش برایم تکرار می شود و تا سالهای آینده هم با من خواهند بود. همیشه گفته ام  در این کلاسها بیشتر از آن که برایم آموزش زبان مطرح باشد (که در این مورد بسیار بی استعدادم) آشنایی با دوستان جدید و فرهنگهای مختلف از چهار گوشه ی دنیا ست. حساب کنید در کلاس نشسته ام بغل دستی هایم فرانسوی و کلمبیایی و مصری هستند  آن طرفتر ژاپنی و کره ای و فلسطینی و چون میز هایمان به صورت مربع چیده شده رو به رویم مکزیکی و هندی یکی هم از ونزوئلا و آن یکی هم از رواندا (راستش هیچوقت نپرسیدم او از قبیله ی توتسی است یا هوتی. فیلم هتل رواندا را که دیده اید.)  ضلع دیگر همکلاسی هایم از گواتمالا و ویتنام و برزیل و نپال هستند و هر چند روز هم یکی می رود و نفر دیگری از کشوری جدید جای او را می گیرد و من هم که پر سابقه ترین شاگرد کلاس هستم چون نه کار و باری دارم و نه استعدادی و این بهترین سرگرمی من است برای گذراندن روزهایم. ضلع پایین مربع هم که معلم نشسته و چه با حوصله صحبت می کند و در بین صحبت هایش به نکات دستوری اشاره می نماید  و چه با حوصله تر به حرفهای ما بالهجه های عجیب و غریب گوش می دهد و به خاطر تجربه اش انگلیسی به همه ی لهجه ها را هم خوب می فهمد و سعی در تصحیح آنها را دارد. به هر حال مثل این که مطابق معمول این مقدمه از متنی که می خواهم بنویسم بیشتر شد.

در روز های آخر درست مثل دوران مدرسه (مثل این که همه جای دنیا این طور است) کلاس تق و لق شده و حضور همکلاسی ها هم  کم  و کلاس بیشتر به بازی و مسایل غیر رسمی تر اختصاص داشت. در یکی از همان روزها موضوع خرافه و عقیده مردم به خرافات مطرح شد و هر کدام از حاضران اعتقادان عامیانه مردم کشورشان صحبت کردند. فکر کردم در این نوشته اشاره ای بکنم به آنچه که مردم کشورهای مختلف اعتقاد دارند. اگر چه کلمه ی اعتقاد در اینجا غلط است و شاید بهتر است بگویم ” باور ” دارند.

دوست برزیلی گفت مردم کشورم بر این باورند که نباید خواسته یا نا خواسته گربه ای را بکشند چون فکر می کنند تا هفت سال در همه ی کارهایشان بد شانسی می آورند.  جوان ویتنامی گفت ما اگر عازم یک سفر کاری و تجاری شویم و در آغاز سفر چنانچه اولین برخوردمان با یک خانم باشد در کارمان بد شانسی می آوریم و بخصوص در معامله ی تجاری ضرر می کنیم و بسیاری از مردم  بر می گردند و برنامه ی سفر خود را تغییر می دهند. ( حالا قول و قرار های قبلی چه می شود من نمی دانم) همکلاسی هندی گفت ما چون مرده هایمان را با لباس نو می سوزانیم با لباس نو به رختخواب رفتن را خوش یمن نمی دانیم.  خانم های  مکزیکی هم در روز ازدواجشان از مروارید استفاده نمی کنند چون عقیده دارند زندگی زناشویی شان با اشک و گریه همراه خواهد شد. کره ای ها هم باور دارند که وقتی کسی فوت کرد روحش تا شش هفته در همان دور و اطراف است تا کسانی که قبل از مرگش با او خدا حافظی نکرده اند خداحافظی کنند و در این مدت هم نباید حرف بدی در مورد تازه در گذشته زد چون می شنود.

من هم از زدن به تخته هنگام تعریف کردن از کسی گفتم که خیلی رواج دارد اما کسی اعتقاد قلبی به آن ندارد و فقط عادت شده. در مورد کانادایی ها هم چند مورد را می گویم که اتفاقاً با باورهای خرافی ما نزدیکی زیادی دارند  از جمله این که اگر کسی تمام شمع های روی کیک تولدش را با یک فوت  خاموش کند به آرزویش خواهد رسید یا اگر گربه سیاهی به طرف کسی برود نشانه ی بد شانسی و اگر از او دور شود علامت خوش شانسی است. اگر گوش چپ کسی بخارد یک نفر در موردش بد گویی می کند و اگر گوش راستش بخارد دوستی از او تعریف می کند. خارش کف پا هم نشانه ی در پیش بودن سفر است. خیلی از کانادایی ها به دنیا آمدن نوزاد را در روز جمعه دوست ندارند.  نحسی عدد سیزده هم که جای خود دارد.  بعضی از آسانسور های ساختمان های بلند مرتبه طبقه سیزده ندارند.  هوا پیما ها هم که ردیف سیزده ندارند. حالا با توجه به عدد سیزده و روز جمعه اگر بچه ای از شانس بدش روز جمعه ای که سیزدهم ماه هم باشد متولد شود چی ی ی ی ی  می ی ی ی شه؟ واقعاً در دوره ی کامپیوتر و رفتن به کره ی مریخ  و این همه پیشرفت های علمی نمی دانم به این باور ها بخندم یا بر باورمندان بگریم.

 تا درودی دیگر بدرود .

داریوش شامبیاتی

فرم ارزیابی مهاجرت کانادا

تماس برای دریافت وقت مشاوره

ثبت نام در خبرنامه مهاجران کانادا

نوشته های دیگر:

سلب مسؤولیت و کپی رایت

ثبت نام در خبرنامه وب سایت

نصب رایگان تولبار “مهاجران کانادا”

تذکر: این نوشته و کلیه نوشته ها و نظرات وب سایت مهاجران کانادا جنبه قانونی، حقوقی یا رسمی ندارد. این نوشته ممکن است مشمول مرور زمان شود. همواره برای مشاوره حقوقی با یک وکیل رسمی مشورت کنید. ما مسؤولیتی در خصوص صحت مطالب یا نظرات موجود در این وب سایت نمی پذیریم.

 

Share
سلامی چو بوی خوش آشنایی

سلامی چو بوی خوش آشنایی

با عرض سلام. چراغ سایت برای مدتی کوتاه کم سو شده بود . آقای پارسای به علت کار فراوان و بنده هم به خاطر تنبلی و مسافرت به خودم مرخصی تابستانی داده بودم .  همان طور که  در عکس پیداست آقای پارسای لاغر کرده و باانرژی جوانی فعالیتش را بیشتر کرده است. من هم قول می دهم تنبلی را کنار بگذارد. امیدوارم نگار بیک هم در کنار کار و بچه داری خودکار بیک خودش را بردارد و به نگارش بپردازد. نوشته هایش را دوست دارم .

ارادتمند شما داریوش

Share
بعضی قوانین عجیب و غریب در کانادا

بعضی قوانین عجیب و غریب در کانادا

این نوشته که توسط آقای داریوش شامبیاتی به رشته تحریر درآمده است در تاریخ 18 ژوئن 2012 برابر 29 خرداد 1391 منتشر شد و ممکن است مشمول مرور زمان شود.


اجرای قانون در کانادابا درود. این بار می خواهم کانادا را از زاویه ی دیگری معرفی کنم. نه از سرمایش حرفی خواهم زد و نه از رستوران هایش که در کنار غذاهای پر چربی و سیب زمینی های سرخ شده ی شور و پر کالری غذاهایی با  150 کالری هم تقدیم مشتریان می کنند. قبلاً برایتان نوشته ام که در تورنتو مردم به در حدود 150 و در مونترال به 169 زبان و گویش و لهجه حرف می زنند که این نشان دهنده ی وجود فرهنگ ها و رفتارهای متفاوت مردمی ست که مسئولان برای نظم و کنترل این خیل عظیم حاملان فرهنگ ها چه سختی ها می کشند که به تریج قبای کسی بر نخورد. وقتی هم که به کنه موضوع دقت می کنی  متوجه  بعضی قانون ها می شوی که ممکنست خیلی ها مثل بنده شاخ در بیاورند. این قوانین که لابد در زمانی خاص و به دلایلی  ویژه وضع شده اند و به علتی و گاهی شاید یکبار مورد استفاده قرار گرفته اند همچنان پا بر جا هستند هر چند ممکنست در این زمانه کسی به بعضی از آن ها توجه نکند و  آن ها را زیر پا بگذارد  و پلیس و مقامات مسئول هم خود را به ندیدن بزنند  اما دلیل نمی شود دست کم گرفتشان. این را هم اضافه کنم که خیلی از فانون ها فقط در یک شهر یا یک منطقه و استان  قدرت اجرایی دارند  ولی این از عجیب بودن آن نمی کاهد. حالا چند مورد از این قانون ها را می نویسم و اگر لازم بود توضیحی هم می دهم.

_ سرعت مجاز در بزرگراه های سری 400 یکصد کیلومتر تعیین شده اما رانندگان  معمولاً باید با سرعت 120 برانند و پلیس راه هم خود را به ندیدن می زند  اما راننده ای که بیشتر از 120 براند علاوه بر جریمه نمره ی منفی هم می گیرد این نمره ی منفی در قیمت بیمه ی سال بعد اتومبیل  تاثیر دارد.

_  در سایر جاده ها و خیابان ها  هم حد اکثر سرعت را تعیین کرده اند اما راننده نمی تواند  نه بیشتر و نه کمتر از (حد اکثر سرعت) براند.

_ کسی حق ندارد قبل از 18 سالگی ترک تحصیل کند مگر آن که دانش آموز باهوشی باشد و در شرایطی بتواند قبل از 18 سالگی دوره ی دبیرستان را تمام کند.

_ بچه ها با اجازه ی پدر و مادرشان می توانند در 16 سالگی ازدواج کنند.

_ کار کردن افراد کمتر از 16 سال ممنوع است و صاحبان مشاغلی که به این افراد کار بدهند و در واقع آن ها را اجیر کنند مرتکب عملی خلاف قانون شده اند.

_ حد اقل دستمزد (در انتاریو) برای هر ساعت 10 دلار و 25 سنت تعیین شده واین کمترین میزان دستمزدی است که افراد دریافت می کنند. این مقدار پول معمولاً به جوانان و کارگرانی که در قهوه فروشی و رستوران های فروش غذاهای سرپایی و سریع کار می کنند تعلق می گیرد و گرنه برای مشاغل دیگری که در فضای باز و سرما و آفتاب و یا کارگری مثل آسفالت کاری و زباله جمع کنی مبلغ بیشتری در نظر می گیرند.

_  کارکنان و کارمندان  فروشگاه ها برای 5 ساعت کار نیم ساعت حق استراحت دارند که سیگاری دود کنند و غذایی بخورند.

_  آویختن  لباس شسته روی بند و طناب در فضای باز غیر قانونی است حتی همسایه ها حق دارند از کسی که در حیاط عقبی خودش رخت پهن کرده شکایت کنند.

_  تنها گذاشتن بچه های کمتر از 10 سال در منزل جرم است.

– مسأله ب..ر.ا.ب..ر.ی ز.ن. و .م.ر.د در برابر قانون و کوشش ز.ن.ا.ن برای بدست آوردن ح.ق.و.ق. م.س.ا.و.ی با م.ر.د.ا.ن باعث شده که بسیاری از لغت هایی که قبلاً استفاده می شد  مثل fireman  و weather man  به علت داشتن کلمه ی man  مورد اعتراض خانم ها قرار بگیرد چرا که آن ها هم به این گونه مشاغل روی آورده اند و باعث شده که لغات جدیدی جایگزین شود مثل firefighter  و meteorlogist. این اعتراضات به آنجا کشیده که حتی به سرود ملی کانادا هم ایراد گرفته اند که چرا  در آن  از کلمه ی son  استفاده شده و دختران حق خود را طلب می کنند. این از این. اماهستند آقایانی که در تابستان ها به علت گرمی هوا و شرجی بودن بدون پیراهن و ب.ا.ل.ا .ت.ن.ه ل.خ…ت به خیابان می آیند یا در پارک ها ورزش و پیاده روی می کنند این  سبب شده که خانم هااعتراض کنند و حق برابر بخواهند  تا بالاخره این آزادی هم به آن ها داده شد که بتوانند مثل آقایان به خیابان بیایند. اما دروغ چرا؟ من تا حالا ندیده ام.

_  این خانم ها و آقایان ب.ا.ل.ا. ت.ن.ه ل.خ.ت اگر بخواهند وارد فروشگاهی شوند باید لباس بپوشند  چون ورود به فروشگاه ها  با ب.ا.ل.ا.ت.ن.ه. ی  ل.خ.ت ممنوع است .

_  در مورد کفش هم همین طور است  می توان پابرهنه در خیابان راه رفت اما نمی شود پابرهنه وارد فروشگاه شد.

_  نگهداری حیوانات عجیب و غریب و غیر متعارف در منزل چنانچه قفس های  محکم داشته باشند و در ظرف های مخصوص نگهداری شوند مانعی ندارد و آزاد است. چند سال قبل که می خواستیم خانه بخریم یکجا رفتیم که  در زیرزمینش انواع و اقسام مار و عقرب و سوسمار و رطیل و آفتاب پرست نگهداری می کرد. خانمم که از همان  دم در برگشت من هم سری کشیدم و زود فلنگ را بستم.  به هر حال نگهداری این حیوانات آزاد است دیگر از سگ و گربه و موش و خرگوش نگو.

_  رادیو و تلویزون های کانادا  طبق قانون  موظفند از هر 5 ترانه و آهنگی که پخش می کنند یکی از آن هااز خواننده یا آهنگساز کانادایی باشد.

_  اگر خرید می کنید و پول نقد می پردازید چنانچه در بین مبلغی که به فروشنده می دهید و یا بقیه پولی که او به شما بر می گرداند تعداد 50  عدد سکه ی یک سنتی باشد عملی غیر قانونی انجام شده است  و چنانچه اعتراضی صورت گیرد دادگاه دخالت کرده و پرداخت کننده ی 50 سکه ی یک سنتی را جریمه می کند.

_  نمی دانم چه موقعی و چه اتفاقی افتاده که الان در استان اونتاریو هیچ کس حق ندارد بیشتر از سه و نیم اینچ یعنی چیزی حدود 9 سانتیمتر آب در وان حمام منزلش بریزد. چرا نمی دانم . شاید یک زمانی بچه ای در وان پر از آب منزلشان افتاده و خفه شده که این قانون را تصویب کرده اند اما چه کسی این قانون را اجرا می کند و چه کسی بر اجرای آن نظارت دارد  من خبر ندارم.

_  اگر دو اتومبیل در پارکینگ تصادف کنند پلیس جریمه نمی کند.

_  کشیدن سیگار در اتوموبیلی که سرنشین خردسال دارد ممنوع است (استان انتاریو).

_  تنها گذاشتن  بچه ها یی که باید در ماشین روی صندلی مخصوص بچه ها باشند حتی برای چند لحظه هم خلاف است.

_  و بالاخره این که کشیدن سیگار در ساختمان ها و محل های سقف دار و سایه بان ها یی که حتی چهار طرفش باز باشد ممنوع است.  در چاتام هم مانند سایر جاها سیگار کشیدن تا فاصله ی 9 متری محل بازی بچه ها در پارک ها و 4 متری ایستگاه های اتوبوس که سقف دارند ممنوع است. اما خودم هر روز می بینم که در ایستگاه اتوبوس بعضی ها زیر همین تابلوی تا 4 متری استعمال دخانیات ممنوع است سیگارشان را می کشند  و راستی راستی سیگارهای کانادا هم خیلی بد بو هستند.

این هم از چند قانون که بعضی هاشان عجیب بود. اگر بعداً به موارد دیگری برخورد کردم خبرتان می کنم.

تا درودی دیگر بدرود .

داریوش شامبیاتی

نوشته های دیگر:

انجام کلیه امور مهاجرت

سلب مسؤولیت و کپی رایت

ثبت نام در خبرنامه وب سایت

نصب رایگان تولبار “مهاجران کانادا”

Share
بندبازی بالای آبشار نیاگارا

بندبازی بالای آبشار نیاگارا

با درود. الان که دارم این مطلب را می نویسم ساعت 7 بعداز ظهر جمعه است و قرار است یک ساعت دیگر آقای بند بازی از روی کابلی که در ارتفاع 60 – 70 متری و به طول حدود 550 متر که از این  طرف تا آن طرف و یا از آن طرف تا این طرف کشیده اند عبور کند. خلق مشتاق هم به طرف آبشار در حرکتند تا از نزدیک این عبور شجاعانه یا دیوانه وار را تماشا کنند. کانال های مختلف تلویزونی هم لحظه به لحظه تصاویر زنده ای از آبشار را نشان می دهند و در باره ی این بند بازی که البته بی سابقه هم نیست صحبت می کنند و بعضی هم تبلیغ که عبور در این ارتفاع را زنده پخش می کنیم تا بیننده ی بیشتری دست و پا کنند و لابد قیمت زمان پخش آگهی های قبل و بعد عبور را بیشتر کنند. به هر حال نمی دانم تقلا برای یک لقمه نان است یا کمی شهرت که این بند باز را به این کار واداشته یا هدفش خالی کردن هیجانات درونی خودش است. دلم برای امریکایی ها می سوزد  چون جهت دهانه ی نعلی شکل آبشار که پر آب ترین آبشار دنیاست رو به کاناداست هر چند از آن طرف هم می شود این آقا را  در آن ارتفاع دید اما نمی دانم چرا تصمیم گرفته دم غروبی این کار را انجام دهد؟ آیا به خاطر پیش بینی هواشناسی و وزش باد است یا در پرتو نورافکن ها و نورپردازی ها این عبور زیباتر خواهد بود.  البته هنوز نمی دانم او از کدام کشور راه میفتد و پانصد متر آن طرف تر در کجا به مقصد می رسد اما یک سوال برایم پیش آمده که باید از تخصص مهندس پارسای استفاده کنم و آن تکلیف عبور از مرز در وسط راه و آن بالا روی کابل است و تکلیف عبور از مرزبانی و گذرنامه و بقیه ی مسایل اداری چه می شود  و اصلاٌ این آقا با خودش گذرنامه حمل می کند یا نه و آنرا در کدام جیبش می گذارد.

این سوالاتی است که معمولاٌ آدم های بیکاری مثل من به ذهنشان می رسد. منتظرم تا شب شود و مراسم را مستقیماٌ تماشا کنم. افسوس که تخمه ی آفتابگردان دم دستم نیست.

تا درودی دیگر بدرود .

داریوش شامبیاتی

نوشته های دیگر:

انجام کلیه امور مهاجرت

سلب مسؤولیت و کپی رایت

ثبت نام در خبرنامه وب سایت

نصب رایگان تولبار “مهاجران کانادا”

Share